پس از چندى پسرش كه اسير شده بود برگشت ، خداى تعالى آزادش كرد ، به خانواده اش ملحق شد ، در بين راه به چند رأس بز دست يافته بود ، آنها را هم آورده بود ، و جريان را به حضور رسول خدا ( ص ) عرضه داشت ، در همين بين خداى تعالى اين آيه را نازل كرد ، حضرت فرمود : آن بزها مال خودت باشد « 1 » .
و باز در همان كتاب است كه ابو يعلى و ابو نعيم و ديلمى ، از طريق عطاء بن يسار ، از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در تفسير آيه * ( « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً » ) * فرمود : يعنى از شبهه هاى دنيا و از سكرات مرگ و از شدائد روز قيامت برايش مخرجى قرار مىدهد « 2 » .
و نيز در همان كتاب است كه حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) ، و ابن مردويه و بيهقى ، از ابو ذر روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) آيه * ( « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ » ) * را تلاوت كرد ، و آن قدر تكرار كرد تا چرتش گرفت ، و آن گاه فرمود : اى ابو ذر اگر تمامى مردم به اين آيه تمسك مىكردند ، خدا همه شان را كفايت مىكرد « 3 » .
و نيز در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم و طبرانى و خطيب ، از عمران بن حصين ، روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : كسى كه اميد خود را از خلق بريد ، و همه اميدش را به خدا بست ، خدا هر مئونه از مئونه هايش را كفايت مىكند ، و از جايى كه خود او احتمالش را هم ندهد روزى مىدهد ، و كسى كه همه اميدش به دنيا باشد ، خدا او را به همان دنيا واگذار مىنمايد « 4 » .
و نيز آمده كه : ابن ابى حاتم ، از ابن عباس ، و او بدون واسطه از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : هر كس دوست مىدارد نيرومندترين مردم باشد ، بر خدا توكل كند ، و هر كس ميل دارد بىنيازترين مردم باشد ، بايد به آنچه در دست خدا دارد ، اعتمادش بيشتر از آنچه در دست خود دارد بوده باشد ، و كسى كه ميل دارد محترمترين مردم باشد از خدا بترسد « 5 » .
مؤلف : در سابق در ذيل بحث پيرامون همين آيات مورد بحث معنايى براى اين گونه روايات كرديم .
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 232 .
( 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 233 .
( 5 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 234 .