مروان نزد فاطمه فرستاد ، و جريان او را پرسش نمود ، فاطمه جريان را براى مروان شرح داد ، مروان گفت : من تا كنون چنين چيزى نشنيدهام ، مگر از يك زن ، و ما با اين حرفها حاضر نيستيم ناموس خود را رها كنيم ، اين مطلبى است كه هيچ يك از مردم حاضر به آن نيستند ، و خلاصه تو بايد هم چنان در خانه شوهرت بمانى ، فاطمه گفت : حاكم بين من و شما كتاب خداست ، و خداى تعالى فرموده : * ( « وَلا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ » ) * ، تا رسيد به اينجا كه مىفرمايد : * ( « لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّه يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً » ) * ، آن گاه فاطمه گفت : اين حكم براى زنانى است كه ممكن است شوهرانشان در ايام عده پشيمان شده ، دوباره به زنان خود برگشته ، بخواهند با آنان زندگى كنند ، و اين بار سوم است كه همسر من مرا طلاق داده ، ديگر منتظرى چه حادثه اى حادث شود چطور وقتى سخن از نفقه مىشود مىگوييد : چون حامله نيست نفقه نمىبرد ، و وقتى سخن از آزادى مىشود مىگوييد : نه بايد در خانه حبس باشد ، براى چه حبسش مىكنيد .
حكم خدا اين است كه وقتى كسى بخواهد همسر خود را طلاق دهد ، او را زير نظر بگيرد ، تا حيض شود ، و از حيض پاك گردد ، آن گاه يك بار طلاق دهد ، در صورتى كه حيض مىبيند سه بار بايد حيض ببيند ، و اگر حيض نمىبيند عده اش سه ماه است ، و اگر حامله باشد عده اش وضع حمل او است ، و اگر شوهر در ايام عده خواست رجوع كند مىتواند رجوع كند ، و دو شاهد هم بر رجوع خود بگيرد ، هم چنان كه خداى تعالى فرمود : * ( « وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ » ) * ، و اين دو شاهد را هم در هنگام طلاق دادن بگيرد ، و هم هنگام رجوع كردن .
حال اگر در ايام عده رجوع كرد كه همسر او است ، و شوهرش دو بار ديگر مىتواند او را طلاق دهد ، و اگر رجوع نكرد ، تا عده اش سر آمد ، ديگر نمىتواند رجوع كند ، بلكه با همان يك طلاق رابطه اش به كلى قطع شده ، و زن اختيار خود را دارد كه با چه كسى ازدواج بكند ، با شوهر سابقش و يا با غير او « 1 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 231 .