و مال اين پندار در حقيقت به اين است كه سعادتمند كردن آنان به هر طريق كه خودشان بخواهند وظيفه خداست ، مثل اينكه العياذ باللَّه دست خدا زير سنگ ايشان است ، و در دنيا چشاندن و بال اين پندار ، و در آخرت عذاب كردنشان در حقيقت اظهار بىنيازى او از ايشان است ، بنا بر اين ، مراد از استغناى خداى تعالى از ايشان همان مجموعى است كه از جمله * ( « فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ) * استفاده مىشود .
پس دو وجه در معناى استغناى خداى تعالى آورديم ، و معناى دوم عمومىتر است ، به هر حال چه آن مراد باشد و چه اين ، از جمله مورد بحث عظمت و قدرتى استفاده مىشود كه بر هيچ كس پوشيده نيست ، و اين جمله در معناى آيه شريفه زير است كه مىفرمايد : « ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوه فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ » « 1 » .
و بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : مراد از جمله مورد بحث اين است كه خداى تعالى بىنياز از استدلال و اقامه برهان است و در نتيجه اتمام حجت بر آنان به بيشتر از اين است كه آنان را ارشاد نموده به سوى ايمان رهنمون شود .
بعضى ديگر گفتهاند : مراد اين است كه خداى تعالى از اطاعت و عبادت آنان از ازل تا ابد بىنياز است ، براى اين كه او غنى بالذات است . ولى اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مىكنيد چندان دلچسب نيست .
* ( « وَاللَّه غَنِيٌّ حَمِيدٌ » ) * - اين جمله جاى تعليل مضمون آيه را گرفته ، و آيه را چنين معنا مىدهد : خداى تعالى در ذاتش غنى و در افعالش محمود است پس آنچه بر سر كفار بياورد ، يعنى چشاندن و بال امر آنان ، و تعذيبشان به عذاب اليم در مقابل كفر و اعراضشان ، همه از مقتضاى غناى او و عدل او است ، چون به جز مقتضاى عمل خود آنان را به آنان برنگردانيده .
* ( « زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَذلِكَ عَلَى اللَّه يَسِيرٌ » ) * در اين آيه ركنى ديگر از اركان كفر بتپرستان را بيان مىكند ، و آن اين است كه بتپرستان با انكار معاد ، اديان آسمانى را منكرند ، چون وقتى معاد را كه اثر دين است ، و امر
هامش
( 1 ) سپس پيامآوران خود را يكى پس از ديگرى فرستاديم ، اما هر امتى كه پيامبرش به سويش آمد ، تكذيبش كرد ، و ما آن امتها را يكى پس از ديگرى هلاك كرده ، به صورت سرگذشت درآورديم ، پس دور باشند مردمى كه ايمان نمىآورند . سوره مؤمنون ، آيه 44 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 298 .