اسلامى عملى معروف و پسنديده مىشود ، و مخالفت با آن در حقيقت تخلف از سنت اجتماعى و بىاعتبار كردن آن است .
از اين بيان روشن مىشود كه عبارت « معصيت در معروف » عبارتى است كه هم شامل ترك معروف ، از قبيل نماز ، روزه ، و زكات مىشود ، و هم شامل ارتكاب منكر ، از قبيل تبرج ، و عشوه گرى زنان - كه از رسوم جاهليت اولى است - مىشود .
* ( « إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * - اين جمله بيان مقتضاى مغفرت است ، و هم حس اميد را در آن زنان تقويت مىكند .
* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّه عَلَيْهِمْ . . . » ) *
مراد از اين « قوم » يهود است كه در قرآن مجيد مكرر به عنوان « الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » از ايشان ياد شده ، از آن جمله در باره آنان فرموده : « وَباؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّه » « 1 » شاهد اينكه منظور يهود است ذيل آيه است كه از ظاهر آن برمىآيد كه غير از كفار سابق الذكر است .
* ( « قَدْ يَئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ » ) * - مراد از آخرت ، ثواب آخرت است ، و مراد از « كفار » در اين جمله همانطور كه گفتيم كفار در آيه قبلى است كه منكر خدا و قيامت بودند مىفرمايد : يهوديان مغضوب عليهم مانند كفار مشرك بتپرست منكر معادند . بعضى از مفسرين « 2 » گفتهاند : مراد از اين كفار فقط مشركين مكهاند ، چون الف و لام در « الكفار » الف و لام عهد است ، و حرف « من » در جمله * ( « مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ » ) * براى ابتداى غايت است . خداى تعالى مىخواهد در اين آيه شقاوت دائمى و هلاكت ابدى يهود را به ياد مؤمنين بياورد تا از دوستى با آنان و نشست و برخاست با ايشان پرهيز كنند ، مىفرمايد : يهوديان از ثواب آخرت مايوسند ، همانطور كه منكرين قيامت از مردگان خود مايوسند ، يعنى براى آنها وجود و حياتى قائل نيستند ، چون مرگ را هيچ و پوچ شدن مىدانند .
بعضى از مفسرين « 3 » گفتهاند : مراد از كفار ، معناى معروف آن نيست ، بلكه منظور همه مردگان است كه در قبر نهفته شدهاند ، چون كلمه « كفر » به معناى ستر و نهفتن است . در نتيجه به قول اين مفسرين معنا چنين مىشود : همانطور كه نهفته شدگان در قبر مايوسند .
بعضى ديگر گفتهاند : « 4 » مراد از كفار همان كفار اصطلاحى است ، و كلمه « من » بيانيه است ، و معناى جمله اين است كه : يهوديان از ثواب آخرت مايوسند ، همانطور كه كفار مدفون
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 61 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 28 ، ص 82 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 277 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 28 ، ص 82 .