تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
خدا مالك و طلبكار چيزى نيست ، و او مالك هر چيز است ، هم چنان كه خودش فرموده : « قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّه شَيْئاً » « 1 » . و كوتاه سخن اينكه : جمله * ( « ما أَمْلِكُ . . . » ) * ، يك نوع اعتراف به عجز در مقامى است كه ممكن است كسى از شنيدن « لاستغفرن لك » بويى از اثبات قدرت استشمام كند ، لذا براى دفع اين توهم بلافاصله به عجز خود اعتراف كرد ، نظير كلام شعيب كه بعد از گفتن « إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ - من جز اين نمىخواهم كه تا آنجا كه بتوانم اصلاح كنم » بلافاصله گفت : « وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّه » تا اصالت و استقلالى را كه ممكن است كسى از جمله اولش استفاده كند از خود نفى كرده باشد ، و بفهماند كه هيچ گونه قدرت و استطاعتى از خود ندارد . * ( « رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَإِلَيْكَ أَنَبْنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ » ) * - اين جمله نيز تتمه كلامى است كه قرآن كريم از ابراهيم و مؤمنين به وى نقل كرده بود ، و مسلمانان را به تاسى به وى وا مىداشت . و اين جمله دعائى است از نامبردگان به درگاه پروردگارشان ، و مناجاتى است دنبال آن تبرى كه از قوم خود كردند ، چون تبرى جستن آن هم به آن شدت ، ممكن است اثار سويى به بار آورد ، و ايمان را از آدمى سلب كند ، لذا دعا كردند كه پروردگارا به تو توكل مىكنيم ، و به سوى تو توبه مىآوريم ، و بازگشت به سوى تو است . جمله مذكور مقدمه اى است براى دعائى كه بعدا مىآيد ، در حقيقت دعاى خود را با اين مقدمه افتتاح كردند ، و در آن مقدمه موقعيتى را كه در بيزارى از اعداء دارند ذكر نموده ، گفتند « پروردگارا توكل ما بر تو است ، و به سوى تو برمىگرديم » و منظورشان اين بوده كه ما در موقعيتى از زندگى قرار داريم كه ممكن است فكر كنيم زمام نفس ما در دست خود ما است ، و اين خود ما هستيم كه امور خود را تدبير مىكنيم ، ولى ما نسبت به نفس خود به تو رو مىآوريم ، و آن را به تو رجوع مىدهيم ، و نسبت به امورمان كه بايد تدبيرش كنيم ، آن را هم به خود تو وا مىگذاريم ، و خلاصه مشيت تو را جايگزين مشيت خود مىسازيم ، تويى وكيل ما در امور ، آن را به هر گونه كه خودت مىخواهى تدبير فرما . آن گاه گفتند : * ( « وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ » ) * و منظورشان اين بوده كه بازگشت هر چيز چه فعل و چه فاعل فعل به سوى تو است . و خلاصه اگر در انابه آوردنمان به سوى تو خود را به تو سپرديم ، و در توكلمان بر تو تدبير امورمان را به تو واگذار نموديم ، راهى را پيش گرفتيم كه مطابق با
هامش
( 1 ) بگو پس آن كيست كه از خدا چيزى را مالك و طلبكار باشد ؟ . سوره مائده ، آيه 17 .