تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
بنا بر اين ، مناسب آن است كه آن رواياتى را هم كه مىگويد : رسول خدا ( ص ) فىء بنى النضير را در بين مهاجرين تقسيم كرد ، و به انصار چيزى نداد ، الا به سه نفر از فقراى آنان : ابو دجانه سماك ابن خرشه ، و سهل بن حنيف ، و حارث ابن صمه ، به اين وجه حمل نموده ، بگوييم اگر در بين مهاجرين تقسيم كردند نه از اين باب بوده كه مهاجرين سهمى از فىء داشتند ، بلكه از اين باب بود كه صرف در بين آنان مورد رضاى خدا بوده ، و از مصاديق سبيل اللَّه بوده است . و به هر حال منظور از فقراى مهاجرين كه مىفرمايد : * ( « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَأَمْوالِهِمْ » ) * مسلمانانى هستند كه قبل از فتح مكه از مكه به مدينه هجرت كردند ، و آنان تنها كسانى هستند كه كفار مكه مجبورشان كردند از شهر و وطن خود بيرون شده خانه و اموال خود را بگذارند ، و به مدينة الرسول كوچ كنند . * ( « يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّه وَرِضْواناً » ) * - كلمه فضل به معناى رزق است ، مىفرمايد از خانه و ديار خود بيرون شدند تا از خدا رزقى براى دنيا و رضوانى براى آخرتشان طلب كنند . * ( « وَيَنْصُرُونَ اللَّه وَرَسُولَه » ) * - يعنى خدا و رسولش را با آن اموال و با جانهايشان يارى كنند . * ( « أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ » ) * - اينهايند راستگويان . اين جمله راستگويى مهاجرينى را كه چنين صفاتى داشته‌اند تصديق مىكند .
* ( « وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَالإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ . . . » ) * بعضى از مفسرين « 1 » گفته‌اند : اين آيه مطلبى جديد را بيان مىكند ، مىخواهد انصار را كه از فىء سهم نخواستند مدح فرمايد ، تا دلگرم شوند . و جمله * ( « الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ » ) * مبتداء است ، و خبر آن جمله « يحبون » مىباشد ، و منظور از اين كسان همان انصارند ، و مراد از « تبوى دار » تعمير خانه گلى نيست ، بلكه كنايه است از تعمير بناى مجتمع دينى ، به طورى كه همه صاحبان ايمان در آن مجتمع گرد آيند . و كلمه « ايمان » عطف است بر كلمه « الدار » . و منظور از « تبوى ايمان » و تعمير آن ، رفع نواقص ايمان از حيث عمل است ، چون ايمان دعوت به سوى عمل صالح مىكند ، و اگر جو زندگى جوى باشد كه صاحب ايمان نتواند عمل صالح كند ، چنين ايمانى در حقيقت ناقص است ، و وقتى كامل مىشود كه قبلا جوى درست شده باشد كه هر صاحب ايمانى بتواند دعوت ايمان خود را لبيك گويد ، و مانعى بر سر
هامش
( 1 ) تفسير ابى السعود ، ج 8 ، ص 228 .