* ( « وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * - اين جمله مسلمانان را از مخالفت دستورات آن جناب بر حذر مىدارد و در عين حال ، جمله * ( « ما آتاكُمُ الرَّسُولُ . . . » ) * را تاكيد مىكند .
* ( « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَأَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّه وَرِضْواناً . . . » ) *
بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : كلمه « للفقراء » بدل است از جمله « ذى القربى » و جملات بعدىاش . و آوردن نام « اللَّه » صرفا به منظور تبرك است ، در نتيجه هر فىء كه در اسلام آن روز به دست مىآمده ، مخصوص رسول اللَّه ( ص ) و فقراى مهاجرين بوده . در روايت هم آمده كه رسول خدا ( ص ) فىء بنى النضير را بين مهاجران تقسيم نمود ، و به انصار نداد ، الا به دو نفر ، و يا سه نفر از فقراى ايشان .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : بدل است از يتامى و مساكين و ابن سبيل ، در نتيجه صاحبان سهم عبارت بودهاند از رسول خدا ( ص ) ، و ذى القربى - چه اينكه فقير باشند و يا غنى - و فقراى مهاجرين و ايتام و مساكين آنان ، و در راه ماندگان ايشان . و شايد مراد از قول آن كس كه گفته : جمله * ( « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ » ) * بيان مساكين در آيه قبلى است ، نيز همين باشد .
ولى آنچه با رواياتى كه ما قبلا از ائمه اهل بيت ( ع ) نقل كرديم مناسبتر است ، اين است كه بگوييم جمله * ( « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ . . . » ) * ، بيان مصداق و موارد فىء در راه خداست ، كه كلمه « فلله » بدان اشاره است ، نه اينكه فقراى مهاجرين يكى از سهامداران فىء باشند ، بلكه به اين معنا است كه اگر در مورد آنان صرف شود در راه خدا صرف شده است .
در اين صورت حاصل معناى آيه چنين مىشود : خداى عز و جل امر فىء را به رسول خود ارجاع داد ، او به هر نحو كه بخواهد مىتواند مصرف كند - آن گاه به عنوان راهنمايى آن جناب به موارد صرف فىء فرموده : يكى از موارد آن راه خدا است ، و يكى هم سهم رسول است ، و يكى ذى القربى ، و چهارم يتامى ، و پنجم مساكين ، و ششم ابن السبيل . و سپس موارد راه خدا و يا بعضى از آن موارد را نام برده ، مىفرمايد : يكى از موارد سبيل اللَّه فقراى مهاجرين است كه رسول هر مقدار كه مصلحت بداند به آنان مىدهد .
هامش
( 1 ) تفسير ابى السعود ، ج 8 ، ص 228 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 28 ، ص 51 .