كرده باشند .
* ( « وَلَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّه عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ » ) * گفتيم جلاء به معناى ترك وطن است . و « نوشتن جلاء عليه يهود » به معناى راندن قضاء آن است ، و مراد از عذاب دنيوى آنان ، عذاب انقراض و يا كشته شدن و يا اسير گشتن است .
و معناى آيه اين است كه : اگر خداى تعالى اين سرنوشت را براى آنان ننوشته بود كه جان خود را برداشته و جلاى وطن كنند ، در دنيا به عذاب انقراض يا قتل يا اسيرى گرفتارشان مىكرد ، همانطور كه با بنى قريظه چنين كرد ، ولى در هر حال در آخرت به عذاب آتش معذبشان مىسازد .
* ( « ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّه وَرَسُولَه وَمَنْ يُشَاقِّ اللَّه فَإِنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * كلمه « مشاقة » به معناى مخالفت از روى دشمنى است . و اشاره با كلمه « ذلك » به همان مساله بيرون راندن بنى النضير ، و استحقاق عذاب آنان در صورت عدم جلاء است . در اين آيه شريفه نخست مشاقه با خدا و رسول را ذكر نموده ، سپس خصوص مشاقه با خدا را آورده ، و اين اشاره است به اينكه مخالفت با رسول خدا ( ص ) هم مخالفت با خداست . و بقيه الفاظ آيه روشن است .
* ( « ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّه وَلِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ » ) * راغب مىگويد : كلمه « لينة » به معناى درخت خرماى خرم و پر بار است ، حال هر نوع خرما كه باشد « 1 » . روايت هم شده كه رسول خدا دستور داده بودند كه نخلستان بنى النضير را قطع كنند ، همين كه دست به قطع چند درخت زدند ، يهوديان فرياد زدند : اى محمد تو همواره مردم را از فساد نهى مىكردى ، حال اين درختان خرما چه گناهى دارند كه قطع مىشوند . به دنبال اين جريان بود كه آيه مورد بحث نازل شد ، و پاسخ آنان را چنين داد كه :
هيچ درخت خرم و پربارى را قطع نمىكنيد ، و يا آن را باقى نمىگذاريد مگر به اذن خدا ، و خدا در اين فرمانش نتائجى حقه و حكمتهايى بالغه در نظر دارد كه يكى از آنها خوار ساختن فاسقان ، يعنى بنى النضير ، است .
بنا بر اين حرف « لام » در جمله * ( « وَلِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ » ) * لام تعليل است . و اين جمله كه
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « لين » .