تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
هر قدر بيشتر عجله شود نزد خدا محبوبتر و منزلت و اجرش بيشتر است ، ( و خلاصه آيه شريفه در مقام تربيت انسانها است ، و مىخواهد توصيه كند عمل خير و از آن جمله انفاق را كه به خاطر اينكه خير است و مرضى خداست دوست بدارند ، و در آن عجله كنند ، و چون فرصت طلبانى كه صبر مىكنند تا وقتى پيروزى قطعى شد آن وقت دست به جيب مىكنند نباشند ) ، و گرنه اگر اين نكته در بين نبود ، گفتن اينكه در حوادث گذشته و انفاق كنندگان دو طايفه بودند ، آنها كه قبل از جنگ و فتح انفاق كردند اجر بيشترى دارند ، تا آنهايى كه بعد از فتح انفاق كردند ، مطلبى روشن بود ، چون همه مىدانند كه اين آيات بعد از فتح مكه و جنگ محتملى كه مسلمانان اقدام به آن نمودند ، و بعضى جنگها كه بعد از فتح مكه رخ داد نازل شده . * ( « وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى » ) * - يعنى خداى تعالى وعده اجرى نيكو به هر دو طايفه داده ، چه آنهايى كه قبل از فتح قتال و انفاق مىكنند ، و چه آنهايى كه بعد از فتح انفاق و قتال مىكنند ، هر چند كه طايفه اول اجر و درجه اى عظيمتر از طايفه دوم دارند ، اين وعده مىخواهد طايفه دوم را كه دير جنبيدند دلخوش سازد ، و بفرمايد : آنها نيز مشمول رحمت خدا مىشوند ، و چنان نيست كه از آن محروم شوند ، پس جاى آن نيست كه از رحمت خدا نوميد باشند ، هر چند كه دير جنبيدند . * ( « وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » ) * - اين ذيل مربوط به همه مطالب گذشته است ، و مىخواهد هم توبيخ قبلى را شدت بخشد ، و هم برابر نبودن دو طايفه از انفاقگران و وعده حسناتى كه خدا به هر دو طايفه داده را تثبيت كند ، ممكن هم هست تنها مربوط به جمله اخير يعنى جمله * ( « وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى » ) * باشد ، ولى تعلقش به همه مطالب گذشته فايده عمومىتر دارد . * ( « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّه قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَه لَه وَلَه أَجْرٌ كَرِيمٌ » ) * راغب مىگويد : آن مالى را كه آدمى به ديگرى مىدهد به شرط آنكه مثل آن را پس بدهد قرض مىنامند « 1 » . ولى صاحب مجمع البيان مىگويد : معناى اصلى اين كلمه قطع است ، و اگر عمل قرض گيرنده را هم قرض خوانده‌اند به اين مناسبت بوده كه او آن مال را از صاحبش - البته با اذن او - بريده ، و شرط كرده كه عوض آن را به وى بدهد ، و سپس در معناى مضاعفه گفته است : اين كلمه به معناى دو چندان و يا چند برابر هر چيز است ، ( مثلا عدد بيست مضاعف و چند برابر عدد چهار است ) « 2 » .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قرض » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 234 .