تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
آن را تكذيب كنيد ، با اينكه مىتوانستيد آن را در موقعيتى كه دارد ، قرار دهيد ، و خير بسيارى از آن عايدتان گردد . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از رزق بودن قرآن اين است كه : خداى تعالى قرآن را روزيشان كرد ، و معناى آيه اين است كه : آيا شما اين رزقى را كه خدا روزيتان كرده با تكذيب معاوضه مىكنيد ؟ . و بعضى « 2 » گفته‌اند : در كلام چيزى كه مضاف بر رزق است ، و كلمه رزق مضاف اليه آن است حذف شده ، و تقدير كلام « و تجعلون شكر رزقكم انكم تكذبون » است ، يعنى خداوند به شما نعمتى ارزانى داشت ، و شما به جاى اينكه شكر آن را به جاى آريد شكر آن را اين قرار داديد كه تكذيبش كنيد ، خلاصه تكذيب را به جاى شكر به كار بستيد .
* ( « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ) * . . . * ( صادِقِينَ » ) * در اينجا با به كار بردن « فاء » تفريع مىفهماند كه به اول گفتار برگشته ، مىفرمايد : اگر شما در نفى بعث راه صحيحى رفته‌ايد ، و در انكار اين قرآن كه شما را از بعث خبر مىدهد روش درستى داريد ، جان محتضرى را كه دارد مىميرد و تا حلقوم او رسيده ، به او برگردانيد ، مگر جز اين است كه مىگوييد مرگ به تقدير خداى تعالى نيست ؟ و مگر معناى اين گفتارتان اين نيست كه مساله مرگ و مير امرى تصادفى و اتفاقى است ، پس بايد بتوانيد براى يك بار هم كه شده جان يك محتضر را به او برگردانيد ، چون امر تصادفى همانطور كه پيش آمدنش تصادفى است ، برگشتنش هم تصادفى است ، و مىشود با چاره جويى آن را برگردانيد ، و از تحققش جلوگيرى كرد ، و اگر نمىتوانيد بگيريد ، پس بدانيد كه مرگ مساله اى است حساب شده و مقدر از ناحيه خدا ، تا جانها را به وسيله آن به سوى بعث و جزا سوق دهد . بنا بر اين بيان ، جمله * ( « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ » ) * تفريع بر تكذيب كفار به قرآن است ، و به آنچه قرآن از آن خبر داده ، كه يكى از آنها مساله بعث و جزا است ، و كلمه « لو لا » تحريك را مىرساند ، ( نظير كلمه « پس چرا » در فارسى ) ، البته تحريك به كارى كه شنونده از عهده آن بر نمىآيد ، تا به اين وسيله او را وادار به تسليم در برابر ادعاى خود كنى ، و ضمير مؤنث در جمله « بلغت » به نفس برمىگردد ، و رسيدن جان به حلقوم كنايه است از مشرف شدن به مرگ . و معناى اينكه فرمود : * ( « وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ » ) * اين است كه : شما محتضر را تماشا
هامش
( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 156 و 157 .