تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
او عليم و حكيم است ، و اگر اهل اطاعت را جزاى خير مىدهد ، اين عملش ترشح و نمودى از صفتى در او است ، كه چنين اقتضايى دارد ، و آن اين است كه او ودود ، شكور ، غفور و رحيم است ، و اگر اهل فسق را جزاى شر مىدهد ، باز براى اين است كه در او صفتى وجود دارد كه چنين قسم جزا دادن را اقتضا دارد ، و آن صفت منتقم و شديد العقاب است . پس اگر كلمه « رب » را كه در آيه * ( « وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه » ) * به سعه رحمت ستايش شده بود در اينجا به صفت * ( « ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرامِ » ) * ستوده ، براى اين بود كه بفهماند اسماى حسناى خدا و صفات عليايش در نزول بركات و خيرات از ناحيه او دخالت دارند ، و اشاره كند به اينكه نعمتها و آلاى او همه به مهر اسماى حسنى و صفات علياى او مارك خورده .
بحث روايتى
در مجمع البيان مىگويد : در خبر هم آمده در آن روز دستور مىرسد ملائكه و آتش مردم را در محاصره خود بگيرند و با زبانى از آتش ندايشان دهند : * ( « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * . . . * ( يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ » ) * « 1 » مؤلف : اين معنا از مسعدة بن صدقه از كليب از امام صادق ( ع ) روايت شده « 2 » . و در كافى به سند خود از داوود رقى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير آيه * ( « وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ » ) * فرمود : كسى كه بداند خدا او را مىبيند و آنچه مىگويد مىشنود ، و آنچه مىكند چه خير و چه شر اطلاع دارد ، همين علم او را از اعمال زشت باز مىدارد ، و همين است آن كسى كه از مقام پروردگارش خائف است ، و نفس خود را از پيروى هوى نهى مىكند ( وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ) « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، احمد ، ابن منيع ، حكيم ( در كتاب نوادر الاصول ) ، نسايى ، بزار ، ابو يعلى ، ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، ابن منذر ، طبرانى ، و ابن مردويه ، از ابى الدرداء ، روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 205 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 70 ، ح 10 .