تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
* ( « مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسانٍ » ) * در كتاب صحاح مىگويد : كلمه « رفرف » به معناى پارچه سبزى است كه با آن مجلس آذين درست مىكنند « 1 » . بعضى « 2 » هم گفته‌اند : به معناى بالش يا متكا است . و بعضى ديگر معناى ديگر گفته‌اند . و كلمه « خضر » جمع أخضر ( سبز ) است كه صفت رفرف قرار گرفته . و كلمه « عبقرى » به گفته بعضى « 3 » به معناى جامه هاى بافت حيره ، و به گفته بعضى « 4 » ديگر به معناى طنفسه ( نوعى جامه ) و به گفته جمعى « 5 » ديگر به معناى جامه هاى بافته از مخلوط پشم و نخ ، و به گفته جمعى « 6 » ديگر به معناى ديبا است . * ( « تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرامِ » ) * اين آيه ثنايى است جميل براى خداى تعالى ، كه چگونه دو نشاه دنيا و آخرت مالامال از نعمتها و آلاء و بركات نازله از ناحيه او شده و رحمتش سراسر دو جهان را فرا گرفته ، با همين بيان روشن مىشود كه مراد از « اسم متبارك خداى تعالى » همان رحمان است ، كه سوره با آن آغاز شده ، و كلمه « تبارك » - به ضمه راء - مصدر باب تفاعل است ، و كثرت خيرات و بركات صادره را معنا مىدهد . پس اينكه فرمود : * ( « تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ » ) * معنايش اين مىشود كه : متبارك است اللَّه كه به رحمان ناميده شد ، بدان جهت متبارك است كه اين همه آلاء و نعمتها ارزانى داشته ، و افاضه فرموده . و جمله * ( « ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرامِ » ) * اشاره به اين است كه : خداى سبحان خود را به اسمايى حسنى نامگذارى كرده ، و به مدلول آن اسماى حسنى متصف هم هست ، و معانى وصفى و نعوت جلال و جمال را واقعا دارا و واجد است ، و معلوم است كه صفات فاعل در افعالش ظهور و أثرى دارد ، و از اين دريچه خود را نشان مىدهد ، و همين صفات است كه فعل را به فاعلش ارتباط مىدهد ، پس خداى تعالى هم اگر خلقى را بيافريد و نظامى در آن جارى ساخت بدين جهت بود كه داراى صفتى بود كه اقتضاى چنين افعالى را داشت ، براى اين بود كه او خالق و مبدى و بديع بود ، و اگر كارهايش هم متقن و بدون نقطه ضعف است ، باز براى اين است كه او داراى صفاتى است كه فعل متقن را اقتضا مىكند ، و آن صفات اين است كه
هامش
( 1 ) الصحاح ، ج 4 ، ماده « رفف » . ( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 124 . ( 3 و 4 و 5 و 6 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 211 .