تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مىكند » پرسيدم : كدام آيه است ؟ فرمود : اين كلام خداى عز و جل كه مىفرمايد : * ( « هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ » ) * ، چون اين آيه مساله لزوم جبران احسان را هم در مؤمن جارى دانسته و هم در كافر ، هم در نيك و هم در فاجر ، پس بنا بر اين ، هر كس كه به وى احسانى شد ، بايد در مقام تلافى و جبرانش برآيد ، و جبران احسان مردم به اين نيست كه به اندازه احسان به او احسان كنى ، چون در اين صورت باز احسان او افضل از احسان تو است ، زيرا احسان او ابتدايى بود ، و احسان تو تلافى آن بود ، پس بايد تو احسان خود را زياد كنى ، تا درست مطابق آن شود « 1 » .
و در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ » ) * مىگويد : روايتى از انس بن مالك رسيده كه گفت : وقتى رسول خدا ( ص ) اين آيه را خواند ، و سپس فرمود : هيچ مىدانيد پروردگارتان مىخواهد چه بفرمايد : اصحاب عرضه داشتند : خدا و رسولش داناترند . فرمود : پروردگارتان مىفرمايد : آيا جزاى كسى كه ما او را از نعمت توحيد برخوردار كرده‌ايم ، چيزى جز بهشت مىتواند باشد ؟ « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل همين آيه مىگويد : امام فرمود : جزاى كسى كه من او را از نعمت معرفت برخوردار كرده‌ام چه چيزى جز بهشت مىتواند باشد « 3 » . مؤلف : اين روايت هم از رسول خدا ( ص ) نقل شده ، و هم از ائمه اهل بيت ( ع ) . در كتاب توحيد آن را به جعفر بن محمد نسبت داده ، كه آن جناب از آباى گرامىاش از على ( ع ) از رسول خدا ( ص ) روايت كرده ، و عبارت آن چنين است : خداى عز و جل مىفرمايد : جزاى كسى كه من او را از نعمت توحيد بهره مند كرده‌ام چه چيزى به جز بهشت مىتواند باشد « 4 » . و در كتاب علل آن را از حسن بن على از رسول خدا ( ص ) نقل كرده و عبارت آن در اين نقل چنين است : آيا جزاى كسى كه مىگويد : « لا إله الا اللَّه » چه چيزى جز بهشت مىتواند باشد « 5 » . و الدر المنثور اين روايت را به الفاظ مختلف و سندهايى گوناگون نقل كرده ، و جمله
هامش
( 1 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 198 به نقل از عياشى . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 208 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 345 . ( 4 ) توحيد ، ص 22 ، ح 17 . ( 5 ) علل الشرائع ، ب 182 ، ص 251 ، ح 8 .