* ( « كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ » ) * - يعنى گمان كرديد كه خداى تعالى بيشتر كارهاى شما را نمىداند . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا نفرمود « گمان كرديد خدا كارهاى شما را نمىداند » و چرا كلمه « كثيرا » را آورد ؟ شايد جهتش اين بوده كه مشركين اعتقاد به خدا و صفات علياى او كه يكى از آنها علم است داشتند ، و معتقد بودند كه تا اندازه اى علم دارد ، ولى حالشان در ارتكاب گناهان حال كسى بود كه معتقد است خدا به بيشتر كارهايش اطلاع ندارد .
از آيه شريفه مورد بحث استفاده مىشود كه شهادت شهود به وجهى شهادت خداى تعالى نيز هست ، و اين معنا صريح آيه شريفه « وَلا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيه » « 1 » مىباشد .
مفسرين در توجيه معناى آيه اقوال ديگرى دارند كه سياق آيات مساعد با آن نيست .
علاوه بر اين ، توجيهاتى است كه با تكلف و زحمت تمام مىشود ، و بدين جهت متعرض نقل آن نشديم .
* ( « وَذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ » ) * كلمه « أرداكم » از مصدر « ارداء » است كه باب افعال از « ردى » به معناى هلاكت است . جمله * ( « ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ » ) * مبتدا و خبر است ، و جمله « ارديكم » خبر دوم آن مبتدا است .
ممكن هم هست جمله « ظنكم » بدل باشد از كلمه « ذلكم » .
و معناى آيه شريفه بنا بر احتمال اول اين است كه : اين ظنى كه گفتيم شما داشتهايد ، ظنى بود كه شما آن را پنداشتيد ، ظنى بود كه شما را به هيچ مقدارى از حق بى نياز نمىكرد ، و جلو علم و شهادت خدا را نگرفت ، و همين ظن شما را هلاك كرد ، يك وقت به خود آمديد و فهميديد كه زيانكار شدهايد .
و بنا بر احتمال دوم ، اين است كه : اين ظنى كه شما در باره پروردگارتان پنداشتيد كه او از بيشتر اعمالتان اطلاعى ندارد ، شما را هلاك كرد ، براى اينكه باعث شد گناه در نظرتان آسان گردد ، و گناه بسيار هم كارتان را به كفر كشانيد ، در نتيجه زيانكار شديد .
هامش
( 1 ) هيچ عملى انجام نمىدهيد مگر آنكه او در همان آنى كه وارد آن عمل مىشويد شاهد بر شما است . سوره يونس ، آيه 61 .