باشد ، نه معلوم .
پس علم مساوى و مساوق است با وجود مجرد ، در نتيجه وجودهاى مادى نه علمى بدانها متعلق مىشود ، و نه آنها به چيزى علم پيدا مىكنند ، ليكن بر همين حال ، يعنى بر اينكه مادىاند و متغير و متحركند و بر هيچ حالى استقرار ندارند ، ثبوت دارند ، و دائما بر اين حال هستند ، و اين حال در آنها دستخوش دگرگونى و تحول نگشته ، هرگز از آن انقلاب پيدا نمىكنند .
و بنا بر اين ، پس موجودات مادى از همين جهت كه ثابت در وضع خود هستند ، تجرد و علم دارند ، و علم در آنها نيز مساوى است ، هم چنان كه در مجردات محض و عقليات مثالى جارى است - دقت بفرماييد .
* ( « وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ . . . » ) *
هيچ شكى نيست در اينكه خداى سبحان خالق هر چيزى است ، و به جز او هيچ چيزى پديد آورنده نيست . و معلوم است كه بين او و پديده هايى كه پديد آورده چيزى حائل نمىشود ، و او را از خلقش بىخبر و غافل نمىسازد ، پس در نتيجه او با يك يك موجودات در هر حال و در هر جا هست ، هم چنان كه خودش فرموده : « إِنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » « 1 » و نيز فرموده : « وَكانَ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً » « 2 » .
پس انسان هم كه يكى از موجودات است هر جا و به هر حال كه باشد خدا با اوست ، و هر عملى كه انجام دهد خدا با عملش هم هست و هر عضوى از اعضاى خود را كه به كار بزند ، و هر سبب و ابزارى هم كه به كار ببندد ، و هر طريقه اى را هم كه اتخاذ بكند ، خداى عز و جل با آن عضو و آن سبب و آن طريقه نيز هست ، و بدين جهت است كه مىفرمايد : « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » « 3 » و نيز فرموده : « أفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ » « 4 » و نيز فرموده :
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » « 5 » .
از اينجا نتيجه مىگيريم كه انسان - كه همواره اعمالى انجام مىدهد - در بين كمينگاه هاى بسيارى قرار دارد ، و پروردگارش از هر سو او را مىبيند و مراقب و ناظر او
هامش
( 1 ) خدا بر هر چيزى ناظر است . سوره حج ، آيه 17 .
( 2 ) و خدا همواره مراقب تمامى موجودات است . سوره احزاب ، آيه 52 .
( 3 ) و او با شما هست هر جا كه باشيد . سوره حديد ، آيه 4 .
( 4 ) سوره رعد ، آيه 33 .
( 5 ) به درستى پروردگار تو در كمينگاه است . سوره فجر ، آيه 14 .