شما عليه خودتان است .
با اين بيان روشن مىشود كه چرا جمله « هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ » را مقيد كرد به جمله « اول مرة » و معلوم مىشود كه مراد از اين قيد ، اولين لحظه اى است كه انسانها هستى مىپذيرند .
مفسرين در تفسير جمله * ( « أَنْطَقَنَا اللَّه » ) * و اينكه معناى به زبان آوردن پوست بدن چيست ؟ همان اقوالى را كه در تفسير * ( « شَهِدَ عَلَيْهِمْ » ) * داشتند دارند . بعضى « 1 » گفتهاند : خداوند در آن روز علم و قدرت بر نطق براى آنها خلق مىكند ، در نتيجه به زبان درمىآيند .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : در كنار هر عضوى صدايى خلق مىكند ، شبيه به صداى نطق گويندگان . و مراد از نطق اعضاء آن صداست . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : مراد از نطق ، دلالت ظاهر حال است بر اينكه مثلا فلان گناه را كرده .
و همچنين در تفسير اينكه فرمود : * ( « أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » ) * وجوهى ذكر كردهاند . بعضى « 4 » گفتهاند : اين عموميت تخصيص خورده به موجودات زنده ، و داراى نطق ، چون تمامى موجودات و حتى تمامى موجودات زنده ، نطق به معناى حقيقى كلمه ندارند ، و نظير اين تخصيص در كلام خداى تعالى شايع است ، مثل اينكه در باره بادى كه به قوم عاد فرستاد ، فرموده « تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ » - و همه چيز را نابود كرد « 5 » با اينكه منظور همه انسانها است ، نه همه چيزها .
بعضى « 6 » ديگر گفتهاند : مراد از « نطق » در جمله * ( « أَنْطَقَنَا اللَّه » ) * همان معناى حقيقى كلمه است ، ولى در جمله * ( « أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » ) * به معناى دلالت است ، و در نتيجه اطلاق جمله باقى مىماند و تخصيصى در كار نمىآيد .
اشكالى كه متوجه اين دو تفسير است ، اين است كه : تخصيص زدن به آيه ، و يا حمل آن بر معناى مجازى ( دلالت ) ، وقتى درست است كه ما اين معنا را مسلم بدانيم كه غير انسان و حيوان و فرشته و جن كه حيات و نطق دارند ، بقيه موجودات فاقد علم و نطقاند .
ليكن صرف اينكه ما موجودات را اين طور مىبينيم دليل نمىشود بر اينكه غير از آن چهار طبقه ديگر هيچ موجودى اراده و شعور ندارد ، نه در ظاهر ، و نه در پس پرده ، و نه در باطن ذاتشان ، چون ما دسترسى به باطن ذات موجودات نداريم ، تا ببينيم آنجا چه خبر است ؟ علم و
هامش
( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 9 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 116 .
( 5 ) سوره احقاف ، آيه 25 .
( 6 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 116 .