تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
من از زبان صاحبم شنيدم كه كفر مىگفت . و نيز چشم شهادت مىدهد كه من آيات داله بر وحدانيت خداى تعالى را ديدم ، اما صاحبم آنها را نديده گرفت . و يا من از صاحبم ديدم كه به غيبت گوش مىداد و يا به ساير چيزهايى كه شنيدنش حرام است گوش مىداد . بنا بر اين آيه مورد بحث همان را مىفرمايد كه آيه شريفه « إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا » « 1 » در مقام بيانش است . و بر اين اساس ، شهادت گوشها و چشمها با شهادت پوستها مختلف مىشود ، چون گوش و چشم مىتوانند عليه ساير اعضا نيز شهادت دهند ، هر چند كه خود آنها مباشرتى در آن گناه نداشته باشند ، ولى پوست به خاطر نداشتن شنوايى و بينايى تنها مىتواند به گناهى شهادت دهد كه خودش آلت و ابزار انجام آن بوده باشد و به همين جهت است كه در آيه بعدى ، اشخاص تنها به پوستها اعتراض مىكنند كه تو چرا عليه من شهادت دادى ؟ يعنى تو كه چشم و گوش نيستى كه گناهان ساير اعضا را هم ببينى و بشنوى . و مراد از « جلود - پوستها » از آنجايى كه در آيه شريفه قيدى برايش ذكر نشده ، مطلق پوست بدن است كه مىتواند به خيلى از گناهان شهادت دهد ، گناهانى كه جز با داشتن پوست بدن انجام نمىشود ، مانند زنا و امثال آن . البته ممكن هم هست در اين صورت شهادت جلود را عموميت داده ، بگوييم : همين يك شهادت شامل شهادت دستها و پاها كه در آيه « الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » « 2 » نيز مىشود هر چند كه اين احتمال بعيد است . بعضى « 3 » از مفسرين گفته‌اند : هر چند كه قيدى براى جلود نياورده و نفرموده پوست كداميك از اعضا ولى مطلق پوست هم مراد نيست ، بلكه تنها پوست آلت تناسلى منظور بوده ، كه به خاطر رعايت ادب نام آن را نبرده . * ( « وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا » ) * اين جمله عتاب و اعتراضى است از گنهكاران به پوست بدنشان كه چرا عليه ما شهادت داديد . بعضى از مفسرين « 4 » گفته‌اند : اعتراض نيست ، بلكه استفهام تعجبى است ، و
هامش
( 1 ) به درستى كه گوش و چشم و دل ، همه اينها روزى مورد بازخواست قرار خواهند گرفت . سوره اسرى ، آيه 36 . ( 2 ) سوره يس ، آيه 65 . ( 3 ) تفسير منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 181 . ( 4 ) مجموعه من التفاسير ، ج 5 ، ص 380 .