تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
دنيا داراى علم بوديم ، علمى پنهان و ذخيره شده در باطن ما ، اين باعث شده كه خدا ما را به زبان آورد ، اگر ما علمى نمىداشتيم جهت و فايده اى نداشت كه به زبان بياييم ، وقتى بدين جهت به زبان درآورد ، ما چاره اى نداشتيم جز اينكه آنچه مىدانيم بگوييم . خواهيد گفت : چنين شهادتى حجت را تمام نمىكند ، و به همين جهت نافذ هم نيست ، براى اينكه شهادتى است اجبارى . در پاسخ مىگوييم : شهادت اجبارى وقتى نافذ نيست و حجت نمىشود كه بر خلاف باشد ، يعنى طرف را مجبور كنند دروغ بگويد ، و يا جرمى را پرده پوشى و انكار كند ، و اما اگر مجبور كنند كه آنچه در ضمير دارد بگويد ، هيچ ضررى به نفوذ و حجيتش نمىزند . * ( « الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » ) * - در اين جمله اعضاى مجرمين خدا را مىستايند به اينكه او است كه تمامى موجودات را به زبان مىآورد . و نيز اشاره مىكند به اينكه مساله نطق اختصاص به اعضاى بدن ندارد ، تا تنها از آنها بپرسند كه چرا شهادت داديد ، بلكه عمومى است ، و شامل تمام موجودات مىشود ، و علت آن هم خداى سبحان است . * ( « وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * - اين جمله تتمه كلام سابق و از كلام خداى تعالى است ، نه از اعضاى بدن . در اين جمله احتجاج مىكند بر اينكه خداى تعالى عالم به اعمال مردم است ، و چگونه نباشد و حال آنكه او اعضاى بدن شما را به زبان مىآورد تا آنچه مىدانند بگويند . مىفرمايد : وجود شما از خداى تعالى آغاز مىشود و به سوى او انجام مىپذيرد . آن روزى كه از كتم عدم سر درمىآورديد - و خدا براى اولين بار خلقتان كرد - هستى را او به شما داد ، و صفات و اعمالتان را او به شما تمليك كرد ، ولى شما آنها را به خودتان نسبت مىداديد ، ولى وقتى به سوى او برگرديد همه آنهايى كه به شما داده بود و بر حسب ظاهر ملك شما كرده بود ، باز به خود او برمىگردد ، در نتيجه ديگر ملكى باقى نمىماند ، مگر آنكه از خداى سبحان است . پس خداى سبحان مالك همه چيزهايى است كه نزد شما است ، هم در اول و هم در آخر . آنچه در اول هستىتان نزد شما بود او به شما داده ، و تمليك كرده بود ، و او داناتر از هر كس ديگرى است كه چه چيزهايى به شما داده ، و در شما به وديعت سپرده ، آنچه را هم كه در هنگام بازگشت به سوى او نزدتان هست ، آن را هم او از شما مىگيرد ، و مالكش مىشود ، با اين حال ديگر چگونه ممكن است از آن بىخبر باشد ؟ پس همين انكشاف اعمال شما براى او ، در هنگامى كه به سويش برمىگرديد ، خود به زبان آوردن شما ، و شهادت دادن