عذاب انقراض شد ، طبق آن وعده اى كه خداى تعالى داد و فرموده بود « وَكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » و از ظاهر امر چنين برمىآيد كه آيه شريفه مربوط به هر دو داستان و متمم هر دو باشد ، هر چند كه از ظاهر كلام مفسرين برمىآيد كه تنها مربوط به داستان دوم دانستهاند .
* ( « وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّه إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ » ) * كلمه « يحشر » مضارع مجهول از « حشر » است و - به طورى كه راغب گفته « 2 » - به معناى آن است كه جمعيتى را از خانه و يا قرارگاهشان به زور بيرون كنند براى رفتن به جنگ و يا امثال آن . و كلمه « يوزعون » نيز مضارع مجهول است ، از ماده « وزع » و اين كلمه به معناى آن است كه جلو جمعيت را بگيرى تا آخرش به آن ملحق شود ، و همه يك جا جمع شوند .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : مراد از حشر دشمنان خدا به سوى آتش اين است كه ايشان را از قبرها به سوى محشر بيرون كنند تا در آنجا بازخواست شوند و به حسابشان رسيدگى شود . و اگر آتش را هدف اين حشر قرار داده ، براى اين است كه عاقبت بازخواست و حسابشان آتش است ، ( و خلاصه از اعمالى كه كردهاند معلوم است كه چه سرانجامى دارند ) و دليل بر معناى مزبور اين است كه دنبالش مساله شهادت دادن اعضاى بدن ايشان را آورده ، و گواهى خواستن از اعضاى بدن كفار قبل از دستور به داخل شدن در آتش است .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : مراد از حشر آنها به سوى آتش ، خود آتش است و ممكن است مساله شاهد گرفتن اعضا دو جا صورت بگيرد . يكى در موقف حساب و يكى هم در پرتگاه جهنم . ولى اين تفسير همانطور كه مىبينيد بى اشكال نيست .
و مراد از « * ( أَعْداءُ اللَّه ) * - دشمنان خدا » - به طورى كه گفته « 5 » شده - مشركين هستند كه رسول خدا ( ص ) را تكذيب كردند ، نه مطلق كفار ، به دليل اينكه دنبالش مىفرمايد : * ( « وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ » ) * « 6 » و ما مىدانيم كه تمامى كفار معاصر رسول خدا ( ص ) هلاك نشدند ، بلكه تنها از مشركين و آن هم تكذيب كنندگان بودند كه هلاك شدند .
هامش
( 1 ) سوره روم ، آيه 47 .
( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حشر » .
( 3 ) روح البيان ، ج 8 ، ص 247 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 114 .
( 5 ) جامع احكام القرآن ، ج 15 ، ص 350 .
( 6 ) آن فرمانى كه در امتهاى گذشته صادر شد در حق ايشان محقق گشت . سوره حم سجده ، آيه 25 .