تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
مقدارى ديگر در تفسير آيه « قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّه الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » آيه 21 از همين سوره بحث خواهيم كرد . و اينكه بعضى از مفسرين گفته‌اند : « مراد از فرمان » ائتيا « اين است كه آثار و منافع خود را ظاهر سازند ، نه امر به موجود شدن و تكوين يافتن باشد » ، صحيح نيست ، براى اينكه تكون آسمان را هنوز بيان نكرده و بعدا بيان مىكند و معنا ندارد قبل از اينكه آن را بيان كند ، امر كند كه آثار و منافع خود را ظاهر سازد . در جمله * ( « ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » ) * آمدن را بر آن دو واجب كرده و مخيرشان كرده به اينكه به طوع بيايند و يا به كراهت ، و اين را مىتوان به وجهى توجيه كرد ، به اينكه منظور از « طوع » و « كره » - كه خود نوعى قبول كردن و نكردن و ملايمت و سازگارى و عدم آن است ، اين باشد كه آسمان و زمين موجود شوند ، چه اينكه قبلا استعداد آن را داشته باشند ، و چه نداشته باشند . در نتيجه جمله * ( « ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » ) * كنايه مىشود از اينكه چاره اى جز هستى پذيرفتن ندارند و هست شدن آن دو امرى است كه به هيچ وجه تخلف پذير نيست ، چه بخواهند و چه نخواهند چه درخواست داشته باشند و چه نداشته باشند ، بايد موجود شوند . آسمان و زمين هم اين فرمان را پذيرفتند و پاسخ گفتند كه ما امر تو را پذيرفتيم ، اما نه به كراهت ، يعنى نه بدون داشتن استعداد قبلى و قبول ذاتى ، بلكه با داشتن آن و بدين جهت گفتند « أتينا طائعين » يعنى ما ، استعداد پذيرفتن هستى را داريم . و اينكه بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : « جمله » * ( طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ) * « در مقام تمثيل اين حقيقت است كه تاثير قدرت خداى تعالى در آسمان و زمين حتمى است و محال است آن دو از پذيرفتن آن تاثير امتناع ورزند ، نه اينكه بخواهد براى آسمان و زمين طوع و كراهتى اثبات كند » تفسير صحيحى نيست ، براى اينكه در جمله بعدى كه مىگويند * ( « أَتَيْنا طائِعِينَ » ) * ، با آن منافات دارد ، چون اگر جمله اولى در مقام اثبات كراهت و طوع براى آسمان و زمين نباشد ، معنا ندارد كه آسمان و زمين در پاسخ براى خود اثبات طوع كنند . * ( « قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » ) * - اين جمله پاسخى است از آسمان و زمين ، به خطابى كه خداى تعالى به ايشان فرمود و در آن اظهار مىدارند : ما به اختيار و طوع پذيرفتيم . و اگر كلمه « طائعين » را كه مخصوص صاحبان عقل است به كار برد ، با اينكه آسمان و زمين داراى عقل نيستند ، بدين جهت است كه مقام ، مقام مخاطبه و جواب است و اين دو مقام مخصوص دارندگان عقل است .
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 189 .