تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
* ( « وَأَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها » ) * - بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : منظور از امر آسمان كه مىفرمايد : خدا به هر آسمانى امر آن را وحى كرد ، آثارى است كه استعداد داشتن آن را داشته و يا حكمت اقتضاء مىكرده آن آثار را داشته باشد ، مثل اينكه فرشتگانى در آنجا باشند ، يا ستاره اى در آن خلق شود ، و يا امثال اين . و كلمه « وحى » به معناى خلقت و ايجاد است و جمله مورد بحث عطف است بر جمله « قضاهن » و مىخواهد اين را هم مقيد به زمان آن كند و بفرمايد : وحى در هر آسمان نيز در همان دو روز صورت گرفت . و معناى جمله مورد بحث اين است كه : خداوند در همان دو روز موجودات در هر آسمانى را ، كه يا ملائكه بودند ، يا ستاره ، و يا غير آن ، بيافريد . ولى خواننده عزيز خود متوجه است كه معنا كردن « وحى » به خلقت و معنا كردن « امر » به موجودات داخل آسمانها از قبيل فرشته و يا ستاره ، عنايت بسيارى لازم دارد كه بدون دليل روشن نمىتوان از آن كلمات اين معانى را اراده كرد و همچنين مقيد كردن جمله عطف شده به دو روز كه در جمله معطوف عليه مذكور بود ، نيز دليل مىخواهد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد از امر آسمانها ، تكليف الهى متوجه به اهل هر آسمان است كه همان ملائكه ساكن در آن باشد و معناى « وحى » همان معناى معروفش است . و معناى جمله اين است كه : خداى تعالى به اهل هر آسمانى و ملائكه اى كه در آنند اوامرى در باره عبادت وحى فرمود . اشكال اين وجه هم اين است كه اگر عبارت آيه شريفه « اوحى الى كل سماء » بود ، باز ممكن بود بگوييم مراد از « وحى » همان وحى معمول است ، ولى فرموده : * ( « أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ » ) * و اين عبارت با آن معنا آن طور كه بايد نمىسازد . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : مراد از امر آسمان ، آن چيزى است كه خدا از آسمان خواسته . و اين وجه در حقيقت به يكى از دو وجه قبلى رجوع مىكند ، چون اگر منظور از « وحى » خلق و ايجاد باشد ، اين وجه به وجه اول برمىگردد و اگر معناى معروفش باشد به وجه دومى برگشت مىكند . پس بايد فكر ديگرى كرد ، و از آيات ديگر كمك گرفت ، از آياتى كه در آن به امر آسمانها اشاره اى رفته ، معنايى دقيقتر فهميده مىشود . اينك آن آيات :
هامش
( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 103 . ( 3 ) تفسير تبيان ، ج 9 ، ص 110 .