دو روز هم - كه تتمه چهار روز است - به تقدير ارزاق .
ولى بعضى « 1 » گفتهاند : ظرف « اربعة ايام » متعلق به حصول ارزاق است ، البته تقدير مضاف هم يعنى كلمه « تتمه » نيز به حال خود باقى است ، در نتيجه تقدير كلام چنين مىشود : « و قدر حصول أقواتها فى تتمة اربعة ايام » ، يعنى خداوند پديد آوردن ارزاق را در تتمه چهار روز مقدر فرمود ، كه ظرف چهار روز ظرف براى خلقت زمين و پديد آوردن ارزاق هر دو است . بعضى ديگر گفتهاند : ظرف مزبور متعلق است به حصول همه امورى كه در آيه شريفه ذكر شده ، هم قرار دادن كوه ها ، و هم بركتدار كردن آنها و تقدير كلام اين است كه حصول همه اينها در تتمه چهار روز بوده . ولى اين توجيه مستلزم حذف كردن و تقدير گرفتن بيشترى است .
و زمخشرى در كشاف ظرف را متعلق به مبتدا و خبرى گرفته كه هر دو حذف شدهاند و ديگر مانند چند وجه قبلى مضافى در تقدير نگرفته و به گفته وى تقدير كلام چنين مىشود « كل ذلك كائن فى اربعة ايام - همه اينها در چهار روز بوده » ، و در نتيجه جمله « * ( فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ ) * » از قبيل خلاصه گيرى از كلام مىشود ، گويا فرموده : خدا زمين را در دو روز ، و ارزاق روزيخواران و ساير حيوانات را هم در دو روز آفريد ، در نتيجه همه اينها در چهار روز بوده « 2 » .
مفسرين در پاسخ اين سؤال كه چرا آيه را حمل نكنيم بر اين كه قرار دادن كوه ها و يا تقدير ارزاق در چهار روز بوده ؟ گفتهاند : براى اين كه لازمه اش اين مىشود كه مجموع خلقت زمين و آنچه در آن است در شش روز انجام شده باشد ، و چون بعد از اين آيه مىفرمايد كه :
« آسمانها در دو روز خلق شده » ، در نتيجه مجموع هشت روز مىشود ، در حالى كه قرآن كريم مكرر فرموده كه مجموع خلقت آسمانها و زمين در شش روز بوده ، ناگزير بايد اين وجه را حمل بر يكى از وجوه سابق كرد ، آن وقت اشكال حذف و تقديرى كه بر آنها وارد بود بر اين نيز وارد مىشود .
و انصاف قضيه اين است كه آيه شريفه يعنى جمله * ( « وَقَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ » ) * ظهورش در غير آن چيزى است كه مفسرين گفتهاند : قرائنى كه در پيرامون آن هست تاييد مىكند كه مراد از تقدير اقوات زمين در چهار روز ، تقدير آن در چهار فصل است كه
هامش
( 1 ) تفسير ابى السعود ، ج 8 ، ص 5 .
( 2 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 188 .