كنون مرتكب شدهايد طلب مغفرت نماييد .
* ( « وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ » ) * اين آيه شريفه مشركين را كه براى خدا شركايى اثبات مىكردند و قائل به يگانگى او نبودند ، تهديد مىكند و آنان را به دو صفت از اخص صفاتشان توصيف مىكند : يكى اينكه زكات نمىدهند و يكى هم اينكه به آخرت كفر مىورزند .
و مراد از « دادن زكات » مطلق انفاق مال در راه خدا به فقراء و مساكين است ، براى اينكه زكات به معناى صدقه واجبى كه از احكام اسلام است آن روز يعنى در روزهايى كه اين سوره نازل مىشد واجب نشده بود ، چون سوره مورد بحث از قديمىترين سوره هاى مكى است .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « دادن زكات » تزكيه نفس ، و تطهير آن از پليدىهاى گناهان است و اينكه نفس را با رشدى پاك كه تنها از راه عبادت خداى سبحان دست مىدهد ، تربيت و نمو دهند . و اين تفسير تفسير خوبى است ، اما در صورتى كه اطلاق جمله « زكات دادن » بر تزكيه نفس اطلاقى صحيح باشد .
و جمله * ( « وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ » ) * وصف ديگرى است از مشركين . وصفى است كه از لوازم مذهب آنان در انكار معاد به شمار مىرود و به همين جهت جمله را با ضمير فصل « هم » آغاز كرد تا بفهماند كفر به آخرت از مشخصات مشرك است . « 2 »
* ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ » ) * .
يعنى مؤمنين اجرى غير مقطوع و دائمى دارند ، هم چنان كه بعضى از مفسرين « ممنون » را اين طور معنا كردهاند . و بعضى ديگر آن را به غير معدود معنا كردهاند ، همان معنايى كه آيه « يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ » « 4 » نيز بدان اشاره مىكند .
بعضى « 5 » ديگر احتمال دادهاند كه منظور از اين جمله اين باشد كه : در رزق مردم با ايمان و صالح منت و اذيت نيست و دهنده رزق عمل خود را با منت نهادن مكدر نمىكند .
ممكن است ما نيز اين معنا را توجيه نموده ، بگوييم : اينكه اين رزق را اجر ناميده ، اشعار بر
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 4 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 5 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 99 .
( 4 ) در بهشت روزى بىحسابى داده مىشوند . سوره مؤمن ، آيه 40 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 5 .