تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
و ارتباط دادن عدم استجابت را به وصف كفر ، خود اشعار به عليت كفر دارد . حال خواهى گفت : چرا دعاى كافر مستجاب نمىشود ؟ مىگوييم : براى اينكه هر چند خداى سبحان وعده قطعى داده كه دعاى هر كس از بندگانش را كه او را بخواند مستجاب كند ، و فرموده : « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ » « 1 » و دعا در صورتى كه حقيقتا دعا باشد ، به هيچ وجه رد نمىشود . و ليكن آنچه كه در متن اين وعده به عنوان قيد آمده اين است كه اولا دعا ، دعا و طلب حقيقى باشد ، نه بازى و شوخى ، و ثانيا ارتباط آن حقيقتا به خدا باشد ، يعنى دعا كننده تنها از خدا حاجت بخواهد و در اين خواستنش از تمامى اسبابهايى كه به نظرش سبب هستند منقطع گردد . و كسى كه به عذاب آخرت كفر مىورزد و آن را انكار مىكند ، و حقيقت آن را مىپوشاند ، نمىتواند رفع آن را به طور جدى از خدا بخواهد ، چون اين خواستنش يا در دنيا است كه جدى نبودن آن خيلى روشن است و يا در آخرت است ، در آنجا هم هر چند عذاب را به چشم مىبيند ، ( و با همه ظاهر و باطنش لمس مىكند ) ، و از شدت آن به ناچار از هر سبب ديگر منقطع شده ، تنها متوسل به خداى سبحان مىشود و ليكن آن ملكه انكارى كه از دنيا به همراه خود آورده ، و بال و طوق لعنتى شده كه هرگز از او جدا نمىشود ، و آتشى كه در آن است جزاى همان انكار است ، در نتيجه نمىگذارد رفع چيزى را كه منكرش بوده به طور جدى از خدا بخواهد . علاوه بر اين ، سخن در باره انقطاعش از سببها و توسلش به خداى تعالى ، همان سخنى است كه در طلب جدىاش گفتيم ، همانطور كه او نمىتواند بطور جدى دعا كند همچنين نمىتواند بطور جدى از سببهاى ديگر بريده و متوسل به خداى عزيز گردد و چگونه مىتواند چنين توسلى جدى داشته باشد ؟ با اينكه در دنيا آن را كسب نكرده بود - دقت بفرماييد . از اينجا پايه ضعف استدلال بعضى « 2 » از مفسرين روشن مىشود كه به اين آيه استدلال كرده‌اند بر اينكه دعاى كافر مطلقا مستجاب نيست ، چون توجه فرموديد كه آيه شريفه نمىخواهد بفرمايد دعاى كافر بطور كلى مستجاب نيست بلكه مىخواهد بفرمايد : دعاى او در
هامش
( 1 ) من اجابت مىكنم دعاى دعا كننده را در صورتى كه مرا بخواند . سوره بقره ، آيه 186 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 76 .