تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
جمله * ( « أَنَّما تَدْعُونَنِي » ) * ، در نتيجه معنايش اين مىشود : ناگزير برگشتگاه ما به سوى خدا خواهد بود ، پس بايد در برابر او تسليم شويم و طريقه او را پيروى كنيم و حدود عبوديتش را رعايت نماييم و ناگزير اسرافكاران كه از زى عبوديت تجاوز مىكنند - همين شما مردم هستيد - اصحاب دوزخند . پس آن خدايى كه من شما را به سويش مىخوانم ، مايه نجات شماست ، نه آنچه كه شما مرا بدان مىخوانيد .
* ( « فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّه إِنَّ اللَّه بَصِيرٌ بِالْعِبادِ » ) * صدر آيه شريفه ايشان را موعظه و تهديد مىكند و به عنوان نتيجه گيرى از جمله * ( « وَأَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّه . . . » ) * مىگويد : حال كه به ناچار بايد به سوى خدا برگشت كنيم و حال كه عذاب خدا بر اسرافگران خواهد رسيد كه شما هم از آنهاييد ، و هر چه امروز به شما مىگويم گوش نمىدهيد ، پس هم چنان باشيد تا به زودى وقتى كه عذاب را به چشم خود ببينيد متوجه گفته هاى من بشويد ، آن وقت مىفهميد كه من خيرخواه شما بودم . * ( « وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّه » ) * - راغب كلمه « تفويض » را به معناى رد دانسته . و بنا به گفته وى تفويض امر به خدا ، برگرداندن و واگذارى امر است به او ، در نتيجه تفويض با توكل و تسليم قريب المعنى مىشود ، چيزى كه هست اعتبارها مختلف است . و اگر آن را تفويض مىگويند به اين اعتبار است كه بنده خدا آنچه را كه به ظاهر منسوب به خودش است ، به خدا برمىگرداند و حال عبد در چنين وضعى حال كسى است كه بر كنار باشد و هيچ امرى راجع به او نباشد و اگر توكلش مىخوانند به اين اعتبار است كه بنده خدا پروردگار خود را وكيل خود مىگيرد ، تا هر تصرفى را كه خواست در امور او بكند و اگر تسليمش مىنامند ، به اين اعتبار است كه بنده خدا رام و منقاد محض است در برابر هر اراده اى كه خداى سبحان در باره اش بكند ، و هر كارى كه از او بخواهد بدون اينكه هيچ امرى را به خود نسبت دهد ، اطاعت مىكند . پس تفويض و توكل و تسليم مقامات سه گانه اى هستند از مراحل عبوديت ، از همه پايينتر و سطحىتر توكل است و از آن دقيقتر و بالاتر تفويض و از آن هم دقيقتر و مهمتر تسليم است . * ( « إِنَّ اللَّه بَصِيرٌ بِالْعِبادِ » ) * - اين جمله ، واگذارى امر به خدا را تعليل مىكند كه چرا من امور خود را به خدا واگذار كردم ؟ و در اينكه فرمود : « ان اللَّه » و نام خدا را برد ، با اينكه مقتضاى ظاهر عبارت و سياق اين بود كه بفرمايد : « انه بصير بالعباد » ، براى اين است كه علت بصير بودن خدا را هم بيان كرده باشد ، گويا گفته : خدا بيناى به حال بندگان است براى اينكه اللَّه - عز اسمه - است .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 507 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى