تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » « 1 » خواهد بود ، با اين تفاوت كه آيه مورد بحث دامنه شمولش وسيعتر است ، چون شامل پدران و همسران نيز مىشود ، به خلاف آيه سوره طور كه تنها شامل « ذريات » مىشود ، و از نظر ديگر نيز وسيعتر است ، چون در آيه سوره طور ايمان ذريه قيد شده و در آيه مورد بحث صلاحيت ذريه و آبا و ازواج ، و صلاحيت اعم از ايمان است . * ( « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * - ملائكه اين جمله را آوردند تا درخواستهاى خود را تعليل كنند ، چيزى كه هست ، مقتضاى ظاهر كلام اين بود كه بگويند : « انك انت الغفور الرحيم » چون مغفرت و رحمت خدا را درخواست كرده بودند ، ليكن به جاى آن گفتند : « عزيز الحكيم » ، و اين بدان جهت است كه در آغاز مسألت خود ، خدا را به رحمت و علم ستوده بودند ، و لازمه سعه رحمت يعنى عموم اعطا اين است كه هر چه بخواهد و به هر كه بخواهد عطا كند ، و كسى جلوگيرش نباشد ، و اين همان « عزت » است ، چون عزت هم به همين معنا است كه قدرت بر اعطا و منع داشته باشد . و لازمه سعه علم او و شمول دامنه علمش به تمامى موجودات اين است كه علم او به تمامى اقطار و نواحى فعل خودش نافذ باشد و در هيچ جهت جهل نداشته باشد و لازمه داشتن چنين علمى اين است كه هر عملى مىكند متقن و از هر جهت درست باشد و اين همان حكمت است . پس اينكه فرمود : * ( « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * در معناى شفيع قرار دادن سعه رحمت و سعه علم خداى تعالى است كه در آغاز درخواست خود ، به عنوان زمينه چينى براى بيان حاجت يعنى آمرزش و بهشت ذكر كرده بودند . * ( « وَقِهِمُ السَّيِّئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَه . . . » ) * از ظاهر سياق چنين برمىآيد كه ضمير در كلمه « قهم » به مجموع * ( « لِلَّذِينَ تابُوا » ) * و « من صلح » برمىگردد .
و مراد از « سيئات » - به طورى كه ديگران گفته‌اند « 2 » - آثار گناهان است كه همان كيفر آنهاست . و اگر آثار گناهان را « سيئات » خوانده ، بدين مناسبت است كه كيفر بدى هم
هامش
( 1 ) و آنان كه به خدا ايمان آوردند و فرزندانشان هم در ايمان پيرو ايشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانيم و از عمل فرزندان هيچ نكاهيم . سوره طور ، آيه 21 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 48 .