اين است كه با ايمان آوردن به طرف خدا برگردند .
و معناى جمله اين است كه : خدايا حال كه رحمت و علم تو واسع است ، پس كسانى را كه با ايمان آوردن به يگانگى تو و با پيروى دين اسلام ، به سوى تو برگشتند ، بيامرز و از عذاب جحيم حفظشان فرما . و اين همان غايت و غرض نهايى از مغفرت است . * ( « رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ . . . » ) *
در اين آيه مجددا نداى « ربنا » را تكرار كردند تا عطوفت الهى را بيشتر برانگيزند . و مراد از وعده اى كه خداى تعالى داده ، وعده هايى است كه به زبان انبيايش و در كتب آسمانىاش داده است .
* ( « وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ » ) * - اين جمله عطف است بر محل ضميرى كه در جمله « ادخلهم » است ، و مراد از « صلاحيت » ، صلاحيت براى داخل بهشت شدن است . و معناى جمله چنين است : پروردگارا و هر كس از ايشان و پدران و همسران و فرزندان ايشان كه صلاحيت داخل شدن بهشت را دارند ، داخل بهشتهاى عدن بفرما .
اين نكته از سياق آيات به خوبى معلوم است كه استغفار ملائكه براى عموم مؤمنين است و نيز معلوم است كه مؤمنين را دو قسمت كردند : يكى آن مؤمنينى كه خودشان توبه كرده و راه خدا را پيروى كردند كه خدا هم وعده جنات عدن به ايشان داده . و قسم دوم آن مؤمنينى كه خودشان چنين نبودهاند و ليكن صلاحيت داخل شدن در بهشت را دارند و ملائكه قسم اول را متبوع و قسم دوم را تابع آنان خواندند .
از اين تقسيم برمىآيد طايفه اول اشخاصى هستند كه در ايمان و عمل كاملند ، چون مقتضاى حقيقت معناى * ( « لِلَّذِينَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ » ) * همين است ، لذا اول اين طايفه را ذكر كردند و از پروردگار خود خواستند تا ايشان را بيامرزد و وعده بهشت عدنى كه به ايشان داده در حقشان منجز فرمايد .
و طايفه دوم در مقام و منزلت پايينتر از طايفه اولند . كسانى هستند كه ايمان و عمل صالح خود را به حد كمال نرساندهاند و ايمانى ناقص و ضعيف دارند و عملى زشت . ولى به طايفه اول منسوبند ، يا پدر و يا فرزند و يا همسر آنهايند لذا سپس اين طايفه را ذكر كرده و از خداى تعالى درخواست كردهاند كه اين طايفه را هم به طايفه اول كاملين در ايمان در جنات عدن ملحق نموده ، و از بدىها حفظشان فرمايد .
بنا بر اين بيان ، آيه شريفه مورد بحث در معناى آيه « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦٩