عدم صدور اين عمل از اعضا و جوارح او صحيح است ، هم مىتواند بخورد و هم مىتواند اجتناب كند ، در نتيجه پس باز هم صحيح است كه به او بگوييم : از خوردن سم اجتناب كن .
و از آنچه گذشت به خوبى روشن شد اينكه از كلام بعضى از مفسرين « 1 » برمىآيد كه خواستهاند بگويند : نهى از شرك و امثال آن نسبت به معصوم نهى صورى است ، و منظور نهى امت است ، و مبناى كلام از باب مثل معروف است كه مىگويند : « دخترم به تو مىگويم عروسم تو بشنو » ، حرف درستى نيست .
و وجه نادرستىاش از آنچه گذشت واضح شد . و اما اينكه خود ما هم در سابق گفتيم ، و در بعضى روايات هم آمده كه اين گونه خطابهاى قرآنى كه به معصومين شده از باب مثل معروف « دخترم به تو مىگويم عروسم تو بشنو » است ، معنايش اين نيست كه خطاب به معصوم اصلا غلط است ، بلكه معنايش اين است كه اگر تكليف به كسانى را كه هم ممكن است آن را اطاعت كنند ، و هم ممكن است مخالفت و معصيت كنند ، متوجه كسى كنيم كه حتما آن را اطاعت مىكند ، مؤثرتر مىافتد ، همانطور كه گفتهاند : كنايه رساتر از تصريح است .
* ( « وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ » ) * - معناى اين جمله از بيانى كه گذشت روشن شد ، و ممكن است الف و لام در « الخاسرين » عهد را افاده كند ، آن وقت معنا چنين مىشود : در اين صورت تو از همان خاسرينى خواهى بود كه به آيات خدا كفر ورزيده ، و از حجتهاى داله بر وحدانيت خدا اعراض كردند .
* ( « بَلِ اللَّه فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ » ) * كلمه « بل » اعراض از نهى مستفاد از كلام قبلى را مىرساند ، گويا فرموده : پس بنا بر آنچه گفته شد غير خدا را نپرست ، بلكه تنها خدا را بندگى كن . و اگر اسم مقدس « اللَّه » را كه مفعول است جلوتر از فعل « فاعبد » آورد ، براى افاده حصر است .
و حرف « فاء » در جمله « فاعبد » زايده است و - به طورى كه گفتهاند - « 2 » تنها به منظور تاكيد در كلام آمده . ولى بعضى « 3 » هم گفتهاند كه فاى جزاء است ، جزايى كه شرط آن حذف شده ، و تقدير كلام : « بل ان كنت عابدا او عاقلا فاعبد اللَّه » بوده .
* ( « وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ » ) * - يعنى با خداپرستيت از شاكرين شو ، از كسانى كه شكر
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 507 .
( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 24 .