جمله * ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ » ) * بعد از جمله * ( « اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * براى آن است كه دلالت كند بر اينكه خداى تعالى غنى مطلق است ، و منافع و مضار مربوط به بندگان است و يا گفتهاند « 1 » كه « مراد اين است كه بفهماند خداى تعالى حافظ هر چيز است ، پس مىخواهد اشاره كند به اينكه اشيا در بقايشان محتاج به اويند ، هم چنان كه در پيدايش خود محتاج او هستند » بياناتى است كه به كلى اجنبى از معناى آيه است .
* ( « لَه مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . » ) *
كلمه « مقاليد » - به طورى كه گفتهاند « 2 » - به معناى كليدها است ، و اين كلمه جمعى است كه مفرد ندارد .
و منظور از مفاتيح و مقاليد آسمانها و زمين ، مفاتيح خزاين آسمان و زمين است ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَلِلَّه خَزائِنُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 3 » و خزاين آسمانها و زمين ، عبارت است از : غيبت آنها كه اشياء و نيز نظام اشياء از آن غيب درآمده ، ظهور پيدا مىكنند ، و به عالم شهود منتقل مىشوند . هم چنان كه باز در اين باره فرموده : « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » « 4 » .
و مالك كليدهاى آسمانها و زمين بودن ، كنايه است از اينكه مالك آن خزينه هايى است كه هستى موجودات و ارزاقشان و عمرها و اجلهايشان و ساير چيزهايى كه از آغاز پيدايش تا وقتى كه به خدا باز مىگردند و در مسير هستى به آنها مواجه مىشوند از آنجاست .
و اين جمله يعنى جمله « له مقاليد . . . » در مقام تعليل جمله * ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ » ) * است ، و به همين جهت واو عاطفه بين آن دو نياورده است .
* ( « وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّه أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ » ) * در سابق گفتيم كه جمله * ( « اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * تا جمله « و الأرض » ، از حجتهايى كه در خلال آيات سابق بود خلاصه گيرى مىكند . و بنا بر همين ادعا ، جمله * ( « وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّه . . . » ) * عطف بر جمله * ( « اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * مىشود ، و معناى مجموع آن چنين مىشود : آنچه حجتها و آيات بر آن دلالت مىكند اين است كه خدا خالق و در
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 21 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 19 .
( 3 ) خزينه هاى آسمان و زمين از آن خدا است . سوره منافقون ، آيه 7 .
( 4 ) و هيچ چيز در عالم نيست جز آنكه خزينه هاى آن نزد ما خواهد بود و از آن به عالم خلق نمىفرستيم مگر به قدر معين . سوره حجر ، آيه 21 .