تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
كلمه « عباد » آورده شود ، و ليكن به منظور از آوردن آن اين بوده كه با اضافه شدن به ضمير متكلم آورده شود ، تا احترامى از آنان به عمل آمده باشد ، و هم دنبالش با جمله * ( « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ . . . » ) * توصيف شوند . و مراد از « قول » به شهادت اينكه دنبالش مساله « اتباع » آمده ، آن قولى است كه ارتباط و مساسى با عمل داشته باشد ، پس بهترين قول آن قولى است كه آدمى را بهتر به حق برساند ، و براى انسان خيرخواهانه تر باشد . و انسان فطرتا اين طور است كه حسن و جمال را دوست مىدارد و به سويش مجذوب مىشود ، و معلوم است كه هر چه آن حسن بيشتر باشد اين جذبه شديدتر است . و اگر زشت و زيبا ، هر دو را ببيند ، به سوى زيبا متمايل مىشود ، و اگر زيبا و زيباتر را ببيند به سوى زيباتر مىگرايد . و اما اگر به سوى زيباتر نرود ، و باز به همان زيبا سرگرم شود معلوم مىشود كه سرگرمىاش به زيبا به خاطر زيبايى آن نبوده ، چون اگر براى زيبايى آن بود با بيشتر شدن زيبايى ، بايد بيشتر مجذوب شود ، و زيبا را رها كرده به طرف زيباتر متمايل شود . پس اينكه آيه شريفه بندگان خدا را توصيف فرموده به اينكه « پيرو بهترين قولند » معنايش اين است كه مطبوع و مفطور بر طلب حقند و به فطرت خود رشد و رسيدن به واقع را طالبند . پس هر جا امرشان دائر شود بين حق و باطل ، بين رشد و گمراهى ، البته حق و رشد را متابعت مىكنند و باطل و گمراهى را رها مىنمايند . و هر جا امرشان داير شود بين « حق » و « احق » - حقتر - و رشد و رشد بيشتر ، البته حقتر و رشد بيشتر را انتخاب مىكنند . پس حق و رشد ، مطلوب بندگان خداست ، و به همين جهت هر چه بشنوند به آن گوش مىدهند و اين طور نيست كه متابعت هواى نفس كنند و هر سخنى را به صرف شنيدن بدون تفكر و تدبر رد كنند .
پس جمله * ( « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه » ) * مفادش اين است كه : بندگان خدا طالب حق و رشدند ، به هر سخنى كه گوش دهند بدين اميد گوش مىدهند كه در آن حقى بيابند و مىترسند كه در اثر گوش ندادن به آن ، حق از ايشان فوت شود . بعضى از مفسرين « 1 » گفته‌اند : مراد از « گوش دادن به حرف و پيروى كردن از بهترين آن » گوش دادن به قرآن و غير قرآن ، و پيروى كردن از قرآن است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد استماع اوامر خداى تعالى و پيروى كردن بهترين آنها
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 493 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 253 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 380 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى