است ، مثلا در مساله قصاص ، خدا هم اجازه قصاص به ايشان داده ، و هم عفو ، و ايشان عفو را پيروى مىكنند . و نيز هم اجازه داده صدقه را آشكارا دهند و هم پنهانى ، و ايشان پنهانى صدقه مىدهند .
ولى اين دو قولى كه از مفسرين نقل كرديم بدون دليل عموم آيه را تخصيص مىزند .
* ( « أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّه » ) * - اين جمله اشاره است به اينكه صفت پيروى از بهترين قول ، خود هدايتى است الهى ، و اين هدايت - كه گفتيم عبارت است از طلب حق و آمادگى تام براى پيروى از آن هر جا كه يافت شود - هدايتى است اجمالى كه تمامى هدايتهاى تفصيلى و رسيدن به هر يك از معارف الهى بدان منتهى مىشود .
* ( « وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الأَلْبابِ » ) * - يعنى اينهايند تنها كسانى كه صاحب عقلند . و از اين جمله استفاده مىشود كه عقل عبارت است از نيرويى كه با آن به سوى حق راه يافته مىشود ، و نشان داشتن عقل پيروى از حق است . و در تفسير آيه « وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِه نَفْسَه » « 1 » كه از آن استفاده مىشود كه سفيه آن كسى است كه دين خدا را پيروى نكند ، در نتيجه عاقل آن كسى است كه دين خدا را پيروى كند .
* ( « أفَمَنْ حَقَّ عَلَيْه كَلِمَةُ الْعَذابِ أفَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ » ) * كلمه عذاب براى هر كس كه كفر بورزد آن روز ثابت شد كه آدم به سوى زمين هبوط مىكرد ، در آن روز به او گفتند : « وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 2 » و در اين معنا آيات ديگرى نيز هست .
مقتضاى سياق اين است كه در آيه چيزى در تقدير گرفته شده باشد ، چيزى كه جمله * ( « أفَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ » ) * بر آن دلالت كند ، و تقدير كلام اين است كه : « أفمن حق عليه كلمة العذاب ينجو منه - آيا كسى كه كلمه عذاب بر او ثابت شده ، از عذاب نجات مىيابد ؟ » . و اين تقدير بهتر از آن است كه بگوييم تقديرش « أفمن حق عليه كلمة العذاب خير أم من وجبت عليه الجنة - آيا كسى كه كلمه عذاب بر او ثابت شده بهتر است ، يا كسى كه بهشت بر او واجب گشته » مىباشد .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : « معنى جمله اين است كه آيا كسى كه وعيد خداى
هامش
( 1 ) هيچ كس از آيين ابراهيم روى نگرداند بجز مردم بىخرد . سوره بقره ، آيه 130 .
( 2 ) و كسانى كه كفر بورزند و آيات ما را تكذيب كنند ، اهل آتش و در آن جاويد خواهند بود .
سوره بقره ، آيه 39 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 494 .