را اطاعت و امتثال كرده ، بر خلاف آيه قبلى كه همين معنا را به طور كنايه مىرساند . در اين آيه به كلى كفار را مايوس كرده ، و براى هميشه از اينكه آن جناب در برابر خواسته هايشان ( كه همان مخالفت با اوامر الهى است ) روى خوش نشان دهد ، نوميدشان ساخته است .
و اگر كلمه « اللَّه » را كه از نظر تركيببندى كلام ، مفعول كلمه « اعبد » است ، و بايد بعد از آن آمده باشد ، جلوتر آورده ، براى اين است كه انحصار را افاده كند ، و بفهماند كه من تنها خدا را مىپرستم . و جمله * ( « مُخْلِصاً لَه دِينِي » ) * معناى حصر را تاكيد مىكند . و جمله * ( « فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِه » ) * امرى است تهديدى كه مىفهماند به غير خدا هر چه را بپرستيد سودى به حالتان نخواهد داشت و بالأخره عذاب و و بال اعراضتان از پرستش خدا با اخلاص ، گريبانتان را خواهد گرفت . و اين معنا كه از مفهوم جمله مزبور استفاده مىشود ، صريح در ذيل آيه است كه مىفرمايد : * ( « قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ . . . » ) * .
* ( « قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ . . . » ) *
كلمه « خسر » و « خسران » هر دو به معناى از دست دادن سرمايه است ، يا همه اش و يا بعضى از آن . البته كلمه « خسران » رساتر از كلمه « خسر » است ، و « خسران نفس » به معناى آن است كه آدمى نفس خود را در معرض هلاكت و بدبختى قرار دهد ، به طورى كه استعداد كمالش از بين برود و سعادت به كلى از او فوت شود . « خسارت اهل » هم به همين معنا است .
در اين آيه شريفه تعريضى است به مشركين ، كه در جمله * ( « فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ » ) * مورد خطاب واقع شدهاند ، گويا فرموده ، شما هر چه را بپرستيد بالأخره سرمايه نفس را از دست دادهايد ، به خاطر اينكه آن را با به كفر كشاندن به هلاكت رسانديد ، و همچنين اهل و خويشاوندان خود را هلاك كرديد ، چون شما آنان را وادار به كفر و شرك كرديد ، و اين كفر و شرك همان خسران حقيقى است .
* ( « أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ » ) * - آگاه باشيد كه خسران حقيقى هم همين است ، براى اينكه خسرانهاى مربوط به امور دنيا هر چه باشد چه مال و چه جاه ، ناپايدار است ، به خلاف خسران روز قيامت كه پايانى ندارد ، دائم و جاودان است ، چون نه زايل مىشود و نه منقطع .
علاوه بر اين ، مال و يا جاه وقتى با خسران از دست رفت ، جبرانش ممكن است ، چه بسا مىشود كه مثل آن و يا بهتر از آن جايگزين آن گردد ، به خلاف خسران نفس ، كه ديگر جبران نمىپذيرد .
البته اين در صورتى است كه مراد از « اهل » خويشاوندان و نزديكان دنيايى انسان