تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
باشد . چون بعضى گفته‌اند : « مراد از آن همسران و خدمتكارانى است كه خدا براى انسان مؤمن و متقى در بهشت آماده كرده » و اين معنا بهتر و با مقام آيه مناسبتر است ، چون خويشاوندى و هر رابطه اجتماعى دنيا در روز قيامت از هم گسيخته مىشود ، هم چنان كه خداى تعالى خبر داده كه « فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ » و نيز فرموده : « يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً » « 2 » و آياتى ديگر غير از اينها . و نيز مؤيد معناى دوم اين آيه است كه مىفرمايد : « فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً وَيَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِه مَسْرُوراً » « 3 » . * ( « لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ . . . » ) * كلمه « ظلل » جمع « ظله » است و - به طورى كه گفته‌اند - به معناى ساترى است در بالاى سر . و مراد از اينكه ساترى از آتش در بالاى سر و ساترى ديگر در زير پا دارند ، اين است كه آتش از همه جهات به ايشان احاطه دارد . و بقيه الفاظ آيه روشن است . * ( « وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَأَنابُوا إِلَى اللَّه لَهُمُ الْبُشْرى » ) * راغب گفته : كلمه « طاغوت » عبارت است از هر متجاوز و از هر معبودى به غير خداى تعالى . و اين كلمه هم در يك نفر استعمال مىشود ، و هم در جمع « 4 » و ظاهرا مراد از آن در آيه شريفه بتها و هر معبود طاغى ديگرى است كه به جاى خدا پرستيده شود . در آيه شريفه به صرف اجتناب از پرستش طاغوت اكتفاء نشده ، بلكه بر آن * ( « وَأَنابُوا إِلَى اللَّه » ) * اضافه كرده است و اين اشاره بدان است كه صرف نفى خدايان ديگر هيچ فايده اى ندارد ، آنچه فايده مىدهد اين است كه انسان بين نفى آن آلهه و اثبات إله واحد ، جمع كند . هم خدا را بپرستد و هم غير او را نپرستد . اين است عبادت با اخلاص دين . * ( « لَهُمُ الْبُشْرى » ) * - اين جمله ، جمله اى است انشايى ، كه در عين حال خبر واقع شده براى * ( « الَّذِينَ اجْتَنَبُوا . . . » ) * . * ( « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه . . . » ) * مقتضاى ظاهر عبارت اين بود كه بفرمايد : « لهم البشرى فبشرهم » و حاجت نبود كه
هامش
( 1 ) امروز ديگر رابطه و نسبتى بينشان نيست . سوره مؤمنون ، آيه 101 . ( 2 ) روزى كه هيچ كس براى ديگرى مالك چيزى نيست . سوره انفطار ، آيه 19 . ( 3 ) و اما كسى كه نامه عملش به دست راستش داده شود ، به زودى محاسبه مىشود در حالى كه حسابى آسان خواهد داشت . با خرسندى به اهلش ملحق خواهد شد . سوره انشقاق ، آيه 7 - 9 . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « طغى » .