و حاصل معناى آيه اين مىشود : شما بنده و مملوك خداى سبحانيد ، و غوطه ور در نعمتهاى او ، رابطه مملوكيت و مالكيت و عبوديت و مولويت با كفران عبد و ناديده گرفتن نعمتهاى مولايش سازگار نيست . عبد نمىتواند ولايت مولاى خود را فراموش كند و براى خود اوليايى ديگر بگيرد . او نمىتواند به مولاى خود كه غرق در نعمتهاى اوست عصيان ورزد ، آن وقت دشمن او را اطاعت كند ، با اينكه آن دشمن هم بنده خداست و مهر بندگى او به پيشانىاش خورده و مالك هيچ نفع و ضررى براى خودش نيست ، تا چه رسد براى غير .
* ( « وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَه لَكُمْ » ) * - ضمير در « يرضه » به شكر برمىگردد كه از كلمه « تشكروا » استفاده مىشود ، نظير آيه « اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » كه ضمير « هو » در آن به عدالتى برمىگردد كه از كلمه « اعدلوا » استفاده مىشود .
و معنايش اين است كه : اگر به مقتضاى عبوديت و اخلاص دين براى خدا ، شكر خدا را بجا آورديد ، خداوند همين شكر را براى شما كه بندگان او هستيد مىپسندد . و شكر خدا منطبق با ايمان به خداست ، هم چنان كه در مقابلش كفران خدا منطبق با كفر به وى است .
و از آنچه گذشت روشن گرديد كه كلمه « عباد » در جمله * ( « وَلا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ » ) * عام است و شامل جميع بندگان خدا مىشود ، پس اينكه بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند كه : منظور از اين كلمه اشخاص خاصى است كه در آيه « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 3 » سخن از آنان رفته و آنان عبارتند از « مخلصين » و يا - بنا بر تفسير زمخشرى « 4 » - « معصومين » ، صحيح نيست .
چون لازمه اين تفسير آن است كه بگوييم : خدا ايمان را براى مؤمنين و كفر را براى كفار پسنديده ، مگر معصومين كه از ايشان ايمان خواسته و از كفر حفظشان فرموده . اين تفسيرى است كه بسيار ناپسند و سياق جدا آن را رد مىكند ، چون اگر معناى آيه اين باشد آن وقت آيه اشعار دارد به اينكه خدا كفر را براى كفار پسنديده در اين صورت برگشت كلام به مانند اين مىشود كه بگوييم : اگر كافر شويد خدا از شما بىنياز است ، و براى انبيايش مثلا كفر را نمىپسندد ، چون ايمان را براى آنان پسنديده و اما اگر شما شكر كنيد براى شما هم
هامش
( 1 ) عدالت بورزيد كه آن به تقوى نزديكتر است . سوره مائده ، آيه 8 .
( 2 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 115 .
( 3 ) تو بر بندگان من سلطنتى ندارى تنها كسانى را مىتوانى گمراه كنى كه به اختيار خود پيروى تو مىكنند . سوره حجر ، آيه 42 .
( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 115 .