ماه را رام و مسخر كرده تا بر طبق نظام جارى در عالم زمينى ، جريان يابند و اين جريان تا مدتى معين باشد ، و از آن تجاوز نكنند .
* ( « أَلا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ » ) * - ممكن است ذكر اين دو اسم از بين همه اسمهاى خداى تعالى به منظور اشاره به همان برهان باشد كه بر يگانگى خداى تعالى در ربوبيت و الوهيت اقامه فرمود . چون عزيزى كه هرگز دچار ذلت نمىشود اگر باشد تنها خداى تعالى است پس تنها اوست كه بايد عبادت شود ، نه غير او كه اگر عزتى دارند مشوب به ذلت است ، و خود سراپا فقرند . و همچنين است غفار كه چون با سايرين كه چنين نيستند مقايسه شود ، پرستش متعين در او مىگردد .
ممكن هم هست ذكر اين دو اسم تشويق و تحريك بر توحيد و ايمان به خداى واحد بوده باشد و معنايش چنين باشد : من شما را متنبه مىكنم به اينكه خدا عزيز است ، پس به او ايمان بياوريد تا به عزتش اعتزاز يابيد ، و او غفار است ، پس به او ايمان آوريد تا شما را بيامرزد . * ( « خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها . . . » ) *
خطاب در اين آيه به عموم بشر است . و مراد از « نفس واحده » ، به طورى كه نظاير اين آيه تاييد مىكند ، آدم ابو البشر است و مراد از « زوجها » همسر اوست كه از نوع خود او است . و در انسانيت مثل او است ، و كلمه « ثم » براى تراخى و تاخر رتبى در كلام است .
و مراد اين است كه : خداى تعالى اين نوع را خلق كرد ، و افراد آن را از نفس واحد و همسرش بسيار كرد .
* ( « وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ » ) * - كلمه « انعام » به معناى شتر و گاو و گوسفند و بز است ، و اگر آنها را هشت جفت خوانده ، به اين اعتبار مجموع نر و ماده آنهاست .
و نيز اگر از خلقت چارپايان در زمين تعبير كرده به اينكه ما آنها را نازل كرديم با اينكه آن حيوانها از آسان نازل نشدهاند ، به اين اعتبار است كه خداى تعالى ظهور موجودات در زمين را بعد از آنكه نبودند انزال آن خوانده ، چون در آيه شريفه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » « 1 » به طور كلى موجودات را نازل شده ، و اندازه گيرى شده از خزينه هايى مىداند كه از هر چيز بىاندازه اش در آنجاست .
هامش
( 1 ) و هيچ چيز در عالم نيست جز آن كه منبع و خزينه آن نزد ما خواهد بود ولى از آن بر عالم خلق جز به قدر معين نمىفرستيم . سوره حجر ، آيه 21 .