تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بهشت آماده شده . و كلمه « نزل » - به ضمه نون و زا - چيزى است كه قبل از وارد شدن ميهمان براى پذيرايى از او آماده مىكنند ، تا وقتى وارد شد تقديمش بدارند مانند انواع ميوه ها و خوراكيها .
و كلمه « زقوم » - به طورى كه گفته‌اند - « 1 » نام درختى است كه برگهايى كوچك و تلخ و بدبو دارد و چون برگ آن را بكنند در محل كنده شده شيرى بيرون مىآيد كه به هر جا از بدن آدمى برسد آنجا ورم مىكند و اين درخت در سرزمين « تهامه » و نيز در هر سرزمين خشك و بىآب و علف مىرويد ، سرزمينهايى كه مجاور صحراى خشك باشد . و درختى كه در آيه شريفه توصيف شده « زقوم » ناميده شده . و بعضى « 2 » گفته‌اند : قريش اصلا چنين درختى را نمىشناخت كه در بحث روايتى روايتش خواهد آمد . و كلمه « خير » در آيه شريفه به معناى وصف است ، نه به معناى لغوىاش ( كه در فارسى به معنى بهتر است ) ، چون معنا ندارد بگوييم درخت زقوم بهتر نيست ، زيرا درخت « زقوم » اصلا خوب نيست ، هم چنان كه در آيه « ما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ » « 3 » نيز به همين معنا است ، چون « لهو » اصلا خوب نيست ، تا ثوابهاى خدايى از آن بهتر باشد و اين آيه شريفه - به طورى كه از سياق برمىآيد - كلام خداست ، نه تتمه كلام آن گوينده كه آيات قبل آن را حكايت مىكرد . و ضمير « ها » در جمله * ( « إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ » ) * به « شجره زقوم » برمىگردد . و « فتنه » به معناى محنت و عذاب است . و جمله * ( « إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ » ) * وصف « شجره زقوم » است . و « اصل جحيم » به معناى قعر جهنم است . و اين تعجب ندارد كه در آتش جهنم درختى برويد و هم چنان باقى بماند و نسوزد ، براى اينكه زنده ماندن دوزخيان در آتش عجيبتر است . و خدا هر كارى بخواهد مىتواند بكند . * ( « طَلْعُها كَأَنَّه رُؤُسُ الشَّياطِينِ » ) * - كلمه « طلع » به معناى شكوفه ميوه اى است كه در اولين بار در درخت خرما يا در هر درخت ميوه ديگر پيدا مىشود . در اين آيه ميوه درخت « زقوم » را به سر شيطانها تشبيه كرده و اين بدان عنايت است كه : عوام از مردم شيطان را در
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 445 و روح المعانى ج 23 ، ص 95 . ( 3 ) آنچه نزد خداست خوب است نه لهو . سوره جمعه ، آيه 11 .