بهشت جاودانه خواهند بود ، و اين در مثل نظير آن است كه مال فراوانى به كسى بدهند و او با اينكه مىداند اين همه اموال مال اوست ، مع ذلك از در تعجب مىپرسد : راستى اين همه مال از آن من است ، هم چنان كه آن شخصى كه آرزوى ديدن كعبه را داشته ، بعد از رسيدن به مكه گفته است : « ابطحاء مكة هذا الذى اراه عيانا و هذا انا - آيا اين محلى كه دارم مىبينم ، خود مكه است و آيا اين منم كه مكه را مىبينم ؟ » .
صاحب مجمع البيان سپس اضافه مىكند : به همين جهت دنبال آن جمله ، اضافه كردند كه : « * ( إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * - راستى اينكه مىبينم هر آينه رستگارى عظيمى است » « 1 » .
* ( « إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » ) * - اين جمله تتمه گفتار همان گوينده است كه هم موهبت خلود در بهشت و رهايى از عذاب را عظيم شمرده و هم شكر آن نعمت را به جاى آورده است .
* ( « لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ » ) * - از ظاهر سياق برمىآيد كه اين جمله نيز تتمه كلام همان گوينده باشد . و مشار اليه به اشاره « هذا » همان فوز عظيم و يا ثواب است و معنايش اين است كه : براى مثل اين رستگارى و يا مثل چنين ثوابى بايد عاملان عمل كنند و در دنيا كه دار تكليف است سعى نمايند .
بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : « اين جمله كلام خداى سبحان است » .
و بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : « كلام اهل بهشت است نه گوينده » .
به طور كلى بايد دانست كه : مفسرين در بيشتر جملات سابق و اينكه هر يك حكايت كلام چه كسى است ، مثلا فلان جمله كلام ملائكه است ، و يا كلام اهل بهشت و يا كلام همان گوينده ؟ اختلاف كردهاند و آنچه ما اختيار كرديم ، وجهى بود كه سياق آيات با آن مساعدت داشت .
* ( « أذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ) * . . . * ( يُهْرَعُونَ » ) * در اين آيه بين نعمتهايى كه خداى تعالى براى اهل بهشت آماده كرده و آنها را به وصف رزق كريم توصيف نموده و بين آن جايگاهى كه براى اهل آتش تهيه ديده و آن را درخت زقوم ناميده ، كه شكوفه هايش گويا سر شيطانها است و نيز شرابى از حميم است ، مقايسه شده .
و مشار اليه به اشاره « ذلك » همان رزق كريمى است كه در سابق فرمود براى اهل
هامش
( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 445 .