است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه : ابن منذر ، از ابن جريح ، روايت كرده كه در ذيل جمله « بل عجبت » گفته است رسول خدا ( ص ) فرمود : من وقتى قرآن نازل شد از نزول آن تعجب كردم ، و گمراهان بنى آدم آن را مسخره كردند ( درست عكس العمل من و آنها در دو نقطه ضد و مقابل هم بود ) « 1 » .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا » ) * آورده كه امام فرمود : يعنى محشور كنيد آنانى را كه به آل محمد ( ع ) در حقشان ظلم كردند « و ازواجهم » يعنى آنانى را كه در اين ظلم شبيه به آنان بودند « 2 » .
مؤلف : صدر روايت از باب ذكر مصداق است ، نه اينكه ظلم منحصر در ظلم به آل محمد ( ع ) باشد .
و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » ) * فرموده : بعضىها گفتهاند :
يعنى از ولايت على ( ع ) بازخواست مىشوند - نقل از ابى سعيد خدرى - « 3 » .
مؤلف : اين روايت را شيخ طوسى هم در امالى خود به سند خود از انس بن مالك از رسول خدا ( ص ) آورده « 4 » و در كتاب عيون از حضرت على ، و از حضرت رضا ( ع ) از رسول خدا ( ص ) نقل كرده « 5 » و در تفسير قمى آن را از امام ( ع ) روايت كرده است « 6 » .
و در كتاب خصال از امير المؤمنين ( ع ) حديث كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : بنده خدا در روز قيامت قدم از قدم برنمىدارد تا از چهار چيز بازجويى شود ، از عمرش كه در چه كارى تباه كرد . از جوانىاش كه در چه كارى به سر
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 272 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 222 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 441 .
( 4 ) امالى شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 296 .
( 5 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 313 .
( 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 222 .