و استعداد آن را داشتند كه به سوى بهشت هدايت شوند ، خدا هم جز هدايت كارى ندارد ، ولى خود آنان كارهايى كردند كه هدايت خدا مبدل به هدايت به سوى دوزخ شود ، و اين تعبير نظير تعبيرى است كه در آيه « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ - پس به عذاب دردناك بشارتشان بده » آمده ، چون در اين آيه نيز خود كفار بشارت خداى را مبدل به بشارت به سوى عذاب كردند « 1 » .
* ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ » ) * در مجمع البيان مىگويد : وقتى كسى مىگويد « وقفت انا » معنايش اين است كه :
من ايستادم ، وقتى هم بگويد : « وقفت غيرى » معنايش اين است كه : من فلانى را به ايستادن و توقف وادار كردم . خلاصه كلمه « وقف » هم لازم و بدون مفعول استعمال مىشود و هم متعدى ، ولى بعضى از بنى تميم وقتى مىخواهند متعدى استعمالش كنند ، به باب افعالش برده مىگويند « اوقفت الدابة - من حيوان را نگه داشتم » و خلاصه در صورت تعدى از باب افعال استفاده مىكنند ، و ثلاثى مجرد را در مورد تعدى به كار نمىبرند « 2 » .
و بنا به گفته وى معناى جمله « و قفوهم » اين مىشود كه ايشان را نگه داريد و نگذاريد بروند كه بايد بازخواست شوند . و از سياق استفاده مىشود كه اين امر به بازداشت و بازخواست ، در سر راه جهنم صورت مىگيرد .
و در اينكه از چه چيز بازخواست مىشوند ، كلمات مفسرين مختلف است ، بعضى « 3 » گفتهاند : « از اينكه آيا از عهده كلمه » لا إله الا اللَّه « برآمدهاند يا نه ؟ » و بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : « از اين كه آيا شكر آب خنك را به جاى آوردهاند يا خير ؟ و اين سؤال از باب استهزاى ايشان است » . و بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : « از اينكه آيا ولايت على ( ع ) را كه بدان مامور بودند چگونه و تا چه حد رعايت كردند ؟ » .
و اين وجوه بر فرض كه درست باشد ، هر يك به يكى از مصاديق اشاره دارند ، نه اينكه منحصرا از فلان چيز بازخواست خواهند كرد ، و از سياق برمىآيد كه مطلب مورد بازخواست همان مطلبى است كه جمله * ( « ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ » ) * مشتمل بر آن است ، مىفرمايد :
« شما را چه شده كه يكديگر را يارى نمىدهيد ، همانطور كه در دنيا پشتيبان يكديگر بوديد و در برآوردن حوائج خود ، و به مقصد رسيدن ، از يكديگر كمك مىگرفتيد ؟ » .
و جمله بعدش كه مىفرمايد : « * ( بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ) * - آخر ايشان امروز تسليم
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 441 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 441 .
( 3 و 4 و 5 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 80 .