بابت « ثاقب » ناميدهاند كه از هدف خطا نمىرود و همواره به هدف مىخورد .
و مراد از « خطفه » اين است كه : شيطانى دزدكى خود را به صدارس ملائكه برساند تا حرفهاى آنان را گوش دهد . و در جاى ديگر از اين عمل به « استراق سمع » تعبير كرده ، و فرموده : « إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَه شِهابٌ مُبِينٌ » « 1 » و اين استثناء استثناى از ضمير فاعل در جمله « لا يسمعون » است .
و بعضى از مفسرين گفتهاند : جايز است آن را استثنايى منقطع ، و نامربوط به ما قبل بگيريم .
و معناى آيات پنجگانه مورد بحث اين است كه : ما آسمان دنيا يعنى نزديكترين آسمانها به شما - و يا پايينترين آسمانها - را با زينتى بياراستيم ، و آن همان ستارگان بود كه در آسمان قرار داديم ، و آن آسمان را از هر شيطانى خبيث و عارى از خير حفظ كرديم ، و حتى از اينكه سخنان ساكنين آسمان را بشنوند منعشان نموديم ، تا از اخبار غيبى كه ساكنان ملأ أعلى بين خود گفتگو مىكنند اطلاع نيابند ، و به همين منظور از هر طرف تيرباران مىشوند در حالى كه مطرود و رانده هستند و عذابى واجب دارند كه هرگز از ايشان جدا شدنى نيست .
پس كسى از جن نمىتواند به اخبار غيبى كه در آسمان دنيا بين ملائكه رد و بدل مىشود ، اطلاع يابد مگر آنكه از راه اختلاس و قاچاق چيزى از آن اخبار را به دست بياورد كه در اين صورت مورد تعقيب « شهاب ثاقب » واقع مىشود ، تير شهابى كه هرگز از هدف خطا نمىرود .
گفتارى در معناى شهاب
مفسرين براى اينكه مساله « استراق سمع » شيطانها در آسمان را تصوير كنند ، و نيز تصوير كنند كه چگونه در اين هنگام به سوى شيطانها با شهابها تيراندازى مىشود بر اساس ظواهر آيات و روايات كه به ذهن مىرسد توجيهاتى ذكر كردهاند كه همه بر اين اساس استوار است كه آسمان عبارت است از : افلاكى كه محيط به زمين هستند ، و جماعتهايى از ملائكه در آن افلاك منزل دارند ، و آن افلاك در و ديوارى دارند كه هيچ چيز نمىتواند وارد آن شود ، مگر چيزهايى كه از خود آسمان باشد ، و
هامش
( 1 ) مگر شيطانى كه بخواهد استراق سمع كند كه بلافاصله شهابى مبين دنبالش مىكند . سوره حجر ، آيه 18 .