تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
بعضى « 1 » گفته‌اند : « مراد خلقت امثال كفار است يعنى اشخاص ديگر » . ولى اين معنا صحيح نيست ، براى اينكه با معناى كلمه « مثل » تا آنجا كه از لغت و عرف شناخته شده مغايرت دارد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : « مراد از مثل كفار خود كفار است ، مىخواهد بفرمايد خدا قادر است كفار را در قيامت زنده كند ، و خلق فرمايد ، ولى به طور كنايه مىفرمايد : قادر است مثل ايشان را خلق كند ، همانطورى كه خود ما به مخاطب خود مىگوييم : مثل تو شخصى از فلان چيز بىنياز است ، يعنى تو از آن بىنيازى » . اين معنا نيز به نظر ما درست نيست ، براى اينكه اگر تعبير مورد بحث كنايه بود ، بايد تصريح به آن نيز ممكن باشد ، همانطور كه در مثال مذكور مىتوانستيم به هر دو جور مقصود خود را تفهيم كنيم ، يعنى هم بگوييم : « مثل تو شخصى از فلان چيز بىنياز است » و هم بگوييم : « تو از آن بىنيازى » ولى در آيه مورد بحث نمىتوانيم بگوييم « آيا آن كسى كه آسمانها و زمين را خلق كرده قادر نيست كه ايشان را خلق كند ؟ » براى اينكه گفتگو در بعث ايشان در قيامت است ، نه در خلقت ايشان ، چون مشركين در اينكه خالقشان خداى سبحان است ، حرفى نداشتند . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : « ضمير در كلمه » مثلهم « به آسمانها و زمين برمىگردد ، به اين اعتبار كه عقلاى عالم در آسمانها و زمين قرار دارند ، و بدين جهت از باب تغليب ضمير عقلاء به همه آسمانها و زمين برگشته ، و بنا بر اين مراد از آيه اين است كه : خدا كه خالق عالم است قادر است مثل اين عالم را خلق كند » . اين وجه نيز به نظر درست نمىآيد ، براى اينكه مقام ، مقام اثبات بعث و زنده كردن انسانها در قيامت است ، نه مقام اثبات بعث آسمانها و زمين . علاوه بر اين ، گفتار در مساله اعاده موجودات قبلى است ، نه خلق كردن مثل آنها ، چون خلق مثل يك موجود ، اعاده عين آن موجود نيست . پس حق مطلب اين است كه گفته شود : مراد از خلق كردن مثل كفار اعاده ايشان بعد از مردن است براى جزاء ، هم چنان كه از كلام طبرسى « 4 » ( رحمة اللَّه عليه ) در مجمع البيان نيز استفاده مىشود .
هامش
( 1 و 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 56 . ( 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 435 .