است چيزى كه مرده است زنده شود با اينكه مرگ و زندگى متنافيند ؟ جواب مىدهد : هيچ استبعادى در اين نيست ، براى اينكه آب و آتش هم با هم متنافيند ، مع ذلك خدا از درخت تر و سبز آتش براى شما قرار داده و شما همان آتش را شعله ور مىكنيد .
و مراد از « شجر » - به طورى كه در بين مفسرين « 1 » معروف است درخت مرخ - به فتحه ميم و سكون را و خا - و درخت عفار - به فتحه عين - است كه اين دو درخت ، چنين وضعى دارند كه هر گاه به يكديگر ساييده شوند مشتعل مىگردند و در قديم مردم براى تهيه آتش قطعه اى از شاخه اين درخت و قطعه اى ديگر از شاخه آن مىگرفتند ، و با اينكه سبز و تر بودند ، « عفار » را در زير و « مرخ » را روى آن قرار داده و به يكديگر مىساييدند ، و هر دو به اذن خدا آتش مىگرفتند . پس مرده را زنده كردن ، عجيبتر از مشتعل كردن آتش از چوب تر نيست ، با اينكه آب و آتش دو چيز متضادند .
* ( « أوَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ » ) * استفهام در آيه استفهام انكارى است ، و آيه شريفه بيان همان حجت است كه در سابق در جمله * ( « قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * آمده بود ، چيزى كه هست اين بيان از بيان قبلى به ذهن نزديكتر است ، چون در بيان سابق ايجاد بار اول انسان را دليل مىگرفت بر اينكه قادر است بر زنده كردن ايشان در آخرت ، ولى در اين آيه خلقت آسمانها و زمين را كه به حكم و جدان و به فرموده خود خداى تعالى « لَخَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ » « 2 » بزرگتر از خلقت انسانهاست ، دليل گرفته بر قدرت او .
پس در حقيقت برگشت معناى آيه به اين مىشود كه : چگونه ممكن است كسى اين جرأت را به خود بدهد كه بگويد خدايى كه عالم آسمانها و زمين را با آن وسعتى كه دارند خلق كرده ، و آن نظام عام عجيب را در سراسر آن برقرار كرده ، به طورى كه تك تك نظامهاى جزئى آن دهشتآور و محير العقول است ، و يك نمونه آن نظامهاى موجود در خصوص عالم انسانى است ، نمىتواند مثل همين مردم را دوباره خلق كند ؟ نه ، هرگز چنين چيزى ممكن نيست ، بلكه او قادر است ، چون او خلاقى است عليم . و در اينكه مراد از خلق كردن مثل كفار در قيامت چيست اقوال مختلفى هست .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 55 .
( 2 ) سوره مؤمن ، آيه 57 .