مشركين تابع و پيرو آلهه شدند و مطيع آنها گشتند ، و در نتيجه در قيامت كه آلهه احضار مىشوند آنها نيز احضار خواهند شد .
اما اينكه بعضى « 1 » گفتهاند : معنايش اين است كه مشركين خود را لشكر آلهه مىدانند و در دنيا از آلهه دفاع مىكنند . و يا آن كه : آلهه براى مشركين لشكريانى هستند كه براى عذاب مشركين در روز قيامت احضار مىشوند ، چون در آن روز آلهه آتشگيره آتشى هستند كه مشركين با آن عذاب مىشوند ، و يا چون بايد به مشركين فهمانده شود كه اين آلهه همانهايند كه شما اميد يارى از آنها داشتيد و امروز هيچ قدرتى بر نصرت شما ندارند ، و يا براى اينكه مشركين را از شفاعت آلهه نااميد كنند ، لذا آلهه را براى عذاب آنان احضار مىكنند تا مشركين بفهمند كه آلهه قدرت بر يارى و شفاعت ندارند . معانى بيهوده اى است .
* ( « فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَما يُعْلِنُونَ » ) * كلمه « فاء » كه بر سر جمله * ( « فَلا يَحْزُنْكَ » ) * درآمده فاى تفريع است از نهى از اندوه بر حقيقت آلهه اى كه اتخاذ كردند و آنها را پرستيدند به اميد آن كه ياريشان كنند ، مىفرمايد :
وقتى حقيقت حال مشركين از اين قرار بود كه آن چيزهايى كه براى خود يار فرض كردند ابدا قدرت بر يارى ايشان نداشتند ، و از سوى ديگر ، هم مشركين و هم ياوران فرضيشان براى عذاب احضار مىشوند ، پس ديگر تو از شرك ايشان غمگين مباش ، براى اينكه ما از كار آنها غافل نيستيم تا بتوانند غافلگيرمان نموده از عذاب ما فرار كنند . پس تو از سخنان ايشان محزون مشو ، كه ما از آنچه از سخنان خود را كه پنهان دارند و يا آشكار گويند با خبريم . اين بود آن مطالبى كه در خصوص آيه مورد بحث به نظر ما رسيد . البته ديگران وجوه ديگرى در تركيب آيه اظهار داشتهاند كه چون بيهوده بودند از نقلشان صرفنظر كرديم .
* ( « أوَ لَمْ يَرَ الإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناه مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ » ) * در اين آيه به مساله قيامت كه در سابق خاطرنشان كرده بود برگشت نموده و به دنبال انكار مشركين براى اثبات آن احتجاج مىكند و بعيد نيست كه بيان تفصيلى مطالب مشركين باشد كه جمله * ( « فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ . . . » ) * اشاره اجمالى بدانست . و مراد از « رؤيت - ديدن » علم قطعى است ، نه ديدن به چشم . و معنايش اين است كه : آيا انسان علم قطعى ندارد به اينكه ما او را از نطفه اى خلق كرديم ؟ و نكره آوردن « نطفه » به منظور تحقير آن است . و كلمه « خصيم » به معناى دشمنى است كه بر خصومت و جدال اصرار مىورزد . و استفهام در آيه
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 51 .