تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
فايده اى ندارد . چهارم اينكه : جمله « * ( هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ ) * » جمله اى است مركب از مبتدا و خبر . و اينكه بعضى « 1 » گفته‌اند : « كلمه » هذا « صفت است براى مرقد ، چون گاهى اسم اشاره تاويل به مشتق مىشود ، و كلمه » ما « مبتدا و خبرش محذوف است و تقديرش چنين است : چه كسى ما را از اين خوابگاهمان برانگيخت ، آنچه رحمان وعده داده حق است » دور از فهم است . * ( « إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ » ) * در اين جمله اسم « كانت » حذف شده ، و تقدير كلام چنين است « ان كانت الصيحة الا صيحة واحدة » يعنى آن صيحه و نفخه اى كه ايشان را ناگهانى رسيد ، و بدون درنگ و مهلت همه را نزد ما حاضر ساخت ، نبود مگر يك نفخه و صيحه . و تعبير به « لدينا - نزد ما » بدين جهت است كه روز قيامت روز حضور نزد خدا است براى فصل قضا و رسيدگى به حساب اعمال و حقوقى كه مردم از يكديگر ضايع كرده‌اند . * ( « فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَلا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * يعنى در آن روز در بينشان به عدل قضاوت مىشود . و به حق حكم مىشود و در نتيجه هيچ كس به هيچ وجه ستم نمىشود . جمله * ( « وَلا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * عطف تفسيرى است براى جمله * ( « فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً » ) * و در حقيقت بيانى برهانى براى نبودن ظلم در آن روز است ، چون دلالت مىكند بر اينكه جزاى اعمال هر صاحب عملى در آن روز خود اعمال اوست ، ديگر با چنين جزايى ظلم تصور ندارد ، براى اينكه ظلم عبارت است از بى جا مصرف كردن چيزى ، ولى عمل كسى را جزاى عملش قرار دادن ، بىجا مصرف كردن جزا نيست ، و بهتر از آن تصور ندارد ، چه جزايى عادلانه تر از اينكه عين عمل كسى را مزد عملش قرار دهند ؟ خطابى كه در اين آيه است كه مىفرمايد : « امروز خود اعمالتان را جزاى اعمالتان قرار مىدهند » با اينكه روز قيامت هنوز نيامده ، از باب تمثيل قيامت و احضار آن و احضار مردمى است كه در آن هستند ، و اين خود عنايتى است در كلام كه گوينده آينده را احضار كند ، و با مردمى كه در آينده قرار مىگيرند ، سخن بگويد .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 33 .