پناهنده رحمت خدا مىكنند و مىگويند : « اين همان بعث و جزايى بود كه رحمان وعده مىداد » .
همين گفتارشان نيز از در نيرنگ و كيدى است كه : در دنيا به آن خو گرفته بودند ، هر وقت دشمن بر آنان غلبه كرد ، شروع مىكردند به تملق و اظهار ذلت و اعتراف به ظلم و تقصير . و در آخر با جمله * ( « وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » ) * حقانيت رسولان را تصديق مىكنند .
از بيان گذشته چند نكته روشن مىشود :
اول اينكه : چرا در هنگام بعث ، واويلا مىگويند .
دوم اينكه : چرا اول مىپرسند : چه كسى آنان را از مرقدشان برانگيخته و سپس اقرار مىكنند به اينكه : اين همان وعده اى است كه رحمان داده ، و نيز اقرار مىكنند به حقانيت و صدق مدعاى مرسلين ، با اينكه ظاهر آن سؤال اين است كه به همه اين مطالب جاهلند .
سوم اينكه : جمله * ( « مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا » ) * و جمله * ( « هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ . . . » ) * هر دو از سخنان كفار است .
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : جمله * ( « وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » ) * عطف است بر جمله * ( « وَعَدَ الرَّحْمنُ » ) * كه كلمه « ما » بر سر آن است و « ما » يا مصدريه است و يا موصوله . و ( براى دفع اين اشكال كه چگونه كسى كه نمىداند چه كسى او را زنده كرده خودش مىگويد رحمان زنده كرده ) گفتهاند : جمله « هذا ما وعده الرحمن . . . » جوابى است كه : خدا و يا ملائكه و يا مؤمنين از سؤال كفار كه گفتند : « چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ؟ » دادهاند .
و بر خواننده پوشيده نيست كه اين تفسير خلاف ظاهر آيه است ، مخصوصا در صورتى كه كلمه « ما » را مصدريه بگيريم . و اگر جمله * ( « هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ » ) * جواب خداى سبحان و يا ملائكه از سؤال كفار باشد كه پرسيدند : * ( « مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا » ) * بايد در جواب آن كه سؤال از فاعل است ، فاعل معرفى شود ، نه فعل فاعل ، چون آنها پرسيدند : « چه كسى ما را از مرقدمان برانگيخت » بايد بفرمايد : « رحمان » ، نه اينكه بفرمايد : « اين آن وعده اى است كه رحمان مىداد » .
و توجيهى كه بعضى « 2 » در مقام رد اين اشكال كردهاند كه : « اين تعبير براى آن است كه كفرشان را به رخشان بكشد و بر آن ، ملامتشان كند ، علاوه بر اين اشاره به فاعل هم دارد »
هامش
( 1 و 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 32 .