تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
خوانده ، و از پذيرفتن آنها خوددارى كردند ، بدان كه ايشان در طلب حق ، و در صدد پيروى آنچه صريح حق و برهان عقل است نيستند ، مىخواهند هواهاى دل خود را پيروى نموده ، و با امثال * ( « سِحْرانِ تَظاهَرا » ) * و * ( « إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ » ) * از مشتهيات طبع خود دفاع كنند . ممكن هم هست مراد از جمله * ( « أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ » ) * ، اين باشد كه اگر اينان كتابى هادىتر از قرآن و تورات نياورده ، و هم چنان به آن دو ايمان نياوردند ، پس بدان كه مىخواهند سنت زندگى را بر اساس پيروى هوى بنيان نهند ، اعتقادى به اصل نبوت ندارند ، و به دينى آسمانى كه از طرف خدا بر آنان نازل و وحى گردد ، قائل نيستند ، تا پيروى آن نموده ، و راه زندگى را با راهنمايى پروردگارشان طى كنند ، مؤيد اين معنا جمله « * ( وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواه بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه ) * - چه كسى گمراه تر است از كسى كه هواى خود را پيروى مىكند بدون هدايتى از خدا » مىباشد . * ( « وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواه بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه » ) * - اين جمله استفهامى است انكارى ، و منظور از آن اين است كه : نتيجه بگيرد كه آنان « پيروان هوى » گمراهند ، و جمله * ( « إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » ) * ، تعليل ضلالت ايشان است ، به پيروى هوى ، به اين بيان كه : پيروى هوى اعراض از حق و انحراف از صراط رشد است ، و اين خود ظلم است ، و خدا مردم ظالم را هدايت نمىكند ، و كسى هم كه هدايت نشد ، گمراه است . و حاصل حجت اين است كه : اگر ايشان كتابى هادىتر از قرآن و تورات نياوردند ، و به آن دو هم ايمان نياوردند ، پس معلوم مىشود كه پيرو هوى هستند ، و پيروان هوى ظالمند ، و ظالم را خدا هدايت نمىكند ، و وقتى هدايت نشدند گمراهند . * ( « وَلَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » ) * كلمه « وصلنا » از باب تفعيل از ماده وصل است ، و وصل در باب تفعيل ، كثرت را افاده مىكند ، مانند قطع كه به معناى بريدن ، و تقطيع به معناى بسيار بريدن است ، و قتل به معناى كشتن ، و تقتيل به معناى بسيار كشتن است ، و ضمير در « لهم » به مشركين مكه بر مىگردد ، و معناى آيه اين است كه : ما قرآن را كه اجزايى متصل به هم دارد ، بر آنان نازل كرديم ، قرآنى كه آيه اى بعد از آيه ، و سوره اى دنبال سوره ، و وعده و وعيد و معارف و احكام و قصص و عبرتها و حكمتها ، و مواعظى پيوسته به هم دارد ، چنين قرآنى بر آنان نازل كرديم ، براى اين كه متذكر شوند . * ( « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِه هُمْ بِه يُؤْمِنُونَ » ) *
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 75 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى