تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
« وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً » « 1 » .
خداى تعالى در پاسخ از اين اعتراضشان فرمود : * ( « أوَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ ؟ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا » ) * ، مگر نبود كه به كتاب موسى هم كه قبل از قرآن بود كفر ورزيده گفتند : قرآن و تورات هر دو سحرند * ( « وَقالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ » ) * ، و گفتند : ما به هر دو كافريم در اينجا ممكن است بپرسيد كه چرا كلمه « قالوا - گفتند » را تكرار كرد ، در جواب مىگوييم : ممكن است براى اين بوده باشد كه بين اين دو قول فرق هست ، زيرا مراد از سخن اولشان كفر به هر دو كتاب است ، و مراد از دومى كفر به اصل نبوت ، و به اين جهت كلمه « قالوا - گفتند » را تكرار كرد . * ( « قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّه هُوَ أَهْدى مِنْهُما ، أَتَّبِعْه إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » ) * اين جمله تفريع بر سحر بودن قرآن و تورات است ، و اين تفريع و نتيجه گيرى وقتى درست است كه وجود يك كتاب از خدا در ميان بشر واجب باشد ، تا هادى آنان باشد ، و بر بشر هم واجب باشد كه آن كتاب را پيروى كنند ، در اين صورت است كه اگر به زعم كفار تورات و قرآن سحر باشند ، بايد كتاب ديگرى باشد كه حقا كتاب خدا باشد . و همين طور هم هست ، هم چنان كه آيه * ( « وَلَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ . . . » ) * ، مىفرمايد : مردم اين حق را بر خدا دارند كه كتابى بر ايشان نازل كند ، و رسولى به سويشان گسيل دارد ، و چون چنين است ، و نيز چون مردم قرآن و تورات را سحر خواندند ، لذا به رسول خود دستور مىدهد به ايشان بگويد : پس شما كتابى غير از اين دو بياوريد ، كه از اين دو هادىتر ، و راهنماتر باشد ، تا اينكه من آن را پيروى كنم . از سوى ديگر اگر اين دو كتاب سحر باشد ، پس باطل و گمراه كننده است ، ديگر هدايتى در آنها نيست ، تا بگوييم كتابى بياورند كه از آن دو هادىتر باشد ، چون صيغه افعل - تفضيل - بهتر ، هادىتر - در جايى به كار مىرود كه بين دو چيز كه در يك صفت اشتراك دارند مقايسه شود ، و يكى از آن دو از آن صفت بيشتر دارا باشد ، آن وقت است كه مىگوييم : فلانى از فلانى بهتر يا عالمتر است ، و اما اگر يكى از آن دو چيز ، اصلا از آن صفت نداشته باشد ، صحيح نيست بگوييم : آن ديگرى از آن بهتر ، و يا داراى مقدارى بيشتر از آن صفت است . بنا بر اين جاى اين سؤال هست كه چرا در آيه مورد بحث فرمود : * ( « هُوَ أَهْدى مِنْهُما » ؟ ) *
هامش
( 1 ) و آنان كه كافر شدند گفتند : چرا قرآن يك باره بر او نازل نشد . سوره فرقان ، آيه 32 .