تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
دروغشان هويدا است . خداى سبحان سپس كيفيت گرفتاريشان به عذاب را ذكر نموده ، مىفرمايد : * ( « وَجَعَلْنَا الأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * غل و زنجيرها به گردنهايشان مىافكنيم تا نتوانند از عذاب بيرون آيند . « * ( هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * - مگر به جز آنچه مىكردند جزاء داده مىشوند ؟ » . * ( « وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه كافِرُونَ » ) * كلمه « مترف » اسم مفعول از ماده « اتراف » است ، كه به معناى زياده روى در تلذذ از نعمتها است ، و در اين تفسير اشاره است به اينكه زياده روى در لذايذ كار آدمى را به جايى مىكشاند كه از پذيرفتن حق استكبار ورزد ، هم چنان كه آيه بعدى هم آن را افاده مىكند . * ( « وَقالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَأَوْلاداً وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ » ) * ضمير جمع به كلمه « المترفين » بر مىگردد ، و خاصيت اتراف ، و ترفه ، و غوطه ور شدن در نعمتهاى مادى همين است ، كه قلب آدمى بدانها متعلق شود ، و آنها را عظيم بشمارد ، و سعادت خود را در داشتن آنها بداند ، حالا چه اينكه موافق حق باشد ، يا مخالف آن ، در نتيجه همواره به ياد حيات ظاهرى دنيا بوده ، ما وراى آن را فراموش مىكند . و لذا خداى سبحان از چنين افرادى حكايت مىكند كه گفتند : « * ( نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَأَوْلاداً ) * - ما اموال و اولاد بيشترى داريم » ، يعنى سعادتى نيست جز در همين ، هم چنان كه شقاوتى هم نيست جز در نداشتن آن ، * ( « وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ » ) * و ما در آخرت معذب نيستيم ، و اين نفى عذابشان نيست مگر از غفلت و بى خبرى از ما وراى بسيارى اموال و اولاد ، وقتى سعادت و فلاح تنها در داشتن مال و اولاد بيشترى بود ، و بس ، معلوم است كه عذابى هم نيست ، مگر در نداشتن آن ، و با داشتن آن عذابى نخواهد بود . در اينجا وجه ديگرى نيز هست ، و آن اين است كه مشركين از آن جا كه برخوردار از مال و اولاد بودند ، مغرور شدند ، و پنداشتند كه در درگاه خدا احترامى دارند ، و اين كرامت و حرمت را هميشه خواهند داشت ، و معناى كلامشان اين است كه : ما در درگاه خدا داراى كرامتيم ، شاهدش هم اين است كه اين همه مال و اولادمان داده ، و ما هميشه اين كرامت را خواهيم داشت ، پس اگر هم عذابى باشد ، ما معذب نخواهيم بود . بنا بر اين وجه آيه شريفه در معناى آيه شريفه « وَلَئِنْ أَذَقْناه رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَه لَلْحُسْنى » « 1 » خواهد بود .
هامش
( 1 ) و اگر رحمتى از خود به او بچشانيم ، بعد از ناملايمى به وى رسيده بود ، تازه مىگويد اين حق از آن من بود ، و اصلا گمان نمىكنم قيامتى قائم شود ، و بفرضى هم بشود و من بار ديگر به سوى پروردگارم برگردم ، باز هم نزد او نعمت و خوبى دارم . سوره حم سجده ، آيه 50 .