تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
ضعفاء به ايشان زدند - كه شما ما را مجبور كرديد - به اينكه * ( « أنَحْنُ صَدَدْناكُمْ » ) * آيا ما شما را از ايمان باز داشتيم ؟ مانع شديم * ( « عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ » ) * از اينكه هدايت را بعد از آنكه به وسيله دعوت نبوى در اختيارتان قرار گرفت بپذيريد ؟ حاشا زيرا بهترين دليل بر اينكه ما شما را مجبور نكرديم ، و بين شما و ايمان حائل نشديم ، اين است كه شما در ايمان و كفر مختار بوديد ، * ( « بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ » ) * بلكه خودتان مجرم بوديد ، و مىخواستيد بر جرم خود ادامه دهيد ، و به همين جهت جرم خود را تا مرز كفر كشانديد ، و با اينكه هدايت الهى در اختيارتان قرار گرفت ، زير بار نرفتيد ، بدون اينكه از ناحيه ما مجبور شده باشيد ، پس كفر شما مستند به خود شماست ، و ما براى از آنيم . * ( « وَقالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا » ) * - اين جمله حكايت كلام ضعفاست كه در رد دفاعيه مستكبرين گفتند : * ( « بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ » ) * نه ، شما بى تقصير نيستيد ، چون نقشه هاى پىگير ، و مكر شبانه روزى شما ما را به كفر واداشت ، « اذ » چون شما همواره * ( « تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّه وَنَجْعَلَ لَه أَنْداداً » ) * به ما دستور مىداديد به خدا كفر بورزيم ، و براى او انداد و امثالى از آلهه دروغى قائل شويم ، يعنى شما در دنيا به طور دائم و شبانه روزى نقشه مىريختيد ، براى اينكه ما را ضعيف كنيد و بر ما فرمانروا باشيد و ما را واداريد كه خواسته هاى شما را اطاعت كنيم و ايمان آوريم ، لذا ناچار بوديم بر اينكه سر در اطاعت نهيم و كافر و مشرك شويم چون شما كفر و شرك را از ما مىخواستيد ، و مگر اجبار غير از اين است ؟
« و اسروا » - و پنهان داشتند : * ( « النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ » ) * ندامت خود را چون عذاب را ديدند ، و فهميدند كه ديگر راه فرارى ندارند . و اين پنهان كارى در آن روز با اينكه روز قيامت روزى است كه همه پنهانيها و اسرار بيرون مىافتد ، و روزى است كه « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّه مِنْهُمْ شَيْءٌ - چيزى از اسرار مردم بر خدا پوشيده نمىماند » « 1 » نظير دروغگوييشان و انكار شركشان است ، و نيز نظير قسم دروغ خوردنشان است ، كه در قيامت همه اينها از آنان سر مىزند ، و اين از باب ظهور ملكات رذيله است ، كه در نفوس آنها ريشه دوانده ، از آنجايى كه در دنيا همواره ندامت خود را از ترس شماتت دشمنان پنهان مىداشتند ، اين پنهانكارى براى آنان عادت شده ، لذا در قيامت هم با اينكه روز بروز و ظهور نهانىها است ، و روز « تُبْلَى السَّرائِرُ » برون افتادن اسرار از پرده ها است ، مع ذلك دست از عادت دنيايى خود بر نمىدارند ، و به مقتضاى ملكه دروغگويى باز دروغ مىگويند با اينكه مىدانند كه
هامش
( 1 ) سوره غافر ، آيه 16 .