تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
خود هلاك كردم ، آيا از هلاك قريش عاجزم ؟ ( 45 ) . بگو : من شما را به يك اندرز موعظت مىكنم ، و آن اين است كه : فقط به خاطر خدا ( و بدون اينكه غير از خدا را دخالت دهيد ) دو به دو و يا تك تك و بدون سر و صدا قيام كنيد ، و سپس در باره من بينديشيد ، آيا در مدتى طولانى كه در بين شما زندگى كرده‌ام سوء سابقه اى و يا جنونى سراغ داريد ؟ نه ، طرف شما جنون ندارد ، او جز بيمرسان نيست ، كه شما را از عذابى شديد كه در انتظار شماست ، مىترساند ( 46 ) . بگو : من كه از شما اجرتى نخواسته‌ام ، و به فرض هر چه هم خواسته باشم مال خود شما ، چون پاداش من جز بر خدا نتواند بود ، و او بر هر چيز ناظر است ( 47 ) . بگو پروردگار من حق را نازل مىكند ، و او علام الغيوب است ( 48 ) . بگو حق آمد ، و ديگر باطل نمىتواند از نو چيزى را بياورد ، و با آن رونق قبلى خود را اعاده دهد ( 49 ) . بگو : به فرضى هم كه من گمراه شده باشم ، به ضرر خودم شده‌ام ، و اگر راه يافته باشم ، به وحى پروردگارم يافته‌ام ، كه او شنوايى نزديك است ( 50 ) . و اگر ببينى هنگامى كه كفار به فزع در مىآيند ، پس در پيشگاه خدا فرارى نيست ، و چيزى از او فوت نمىشود ، بلكه از جايى نزديك دستگير مىشوند ( 51 ) . و نيز گفتند : ايمان آورديم به آن قرآن ، ولى چگونه از مكانى دور يعنى از قيامت به ايمان توانند رسيد ( 52 ) . با اينكه قبلا به آن كفر ورزيدند ، و از مكانى دور سخن به ناديده رها مىكردند ( 53 ) . ميان ايشان و آن آرزو كه دارند حايل افكند ، چنان كه با نظاير ايشان از پيش همين رفتار را كرد ، كه آنان در شكى سخت بودند ( 54 ) . بيان آيات اين آيات فصل ديگرى است از سوره ، كه در باره مساله نبوت ، و فروعات آن سخن مىگويد ، و سخنانى را كه مشركين در باره اين مساله گفته‌اند نقل مىكند ، و در خلال آن آنچه در روز مرگ ، و يا روز قيامت بر سر آنان مىآيد ، خاطر نشان مىسازد . و اين آيات به وسيله آيه « وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ » متصل به آيات قبل مىشود ، و در حقيقت آيه مزبور برزخى است بين دو دسته آيات ، چون در آن مساله رسالت به عنوان دليل